ما چندساله تو یه خونه زندگی میکنیم روزی که رفتیم ببینیمش تا پامو گذاشتم تو حیاط حس کردم یه عالمه انرژی تو این خونه جریان داره یکی بهم میگفت تو این خونه قراره خوشبخت باشم باوجود یه عالمه ایرادی که داشت گفتم میخوامش و ساکن شدیم و شاید باورتون نشه اتفاقای خوب یکی یکی میومدن سمتمون شغل، جدید ،پول بیشتر ،بچه، آرامش ... حتی مریضم نمیشدیم الان دوماهه انگار انرژیه دیگه نیستش ، همش خودم و پسرم مریضیم چیکار کنم برگرده ؟! کسی تجربه ای داره ؟ مثلا فنگشویی یا هرچیز دیگه
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
بچه ها من نمیدونم چرا همش فکر میکنم گوشه اتاق خوابمون یکی مرده و همونجا دفنش کردن. هم قاتل هم مقتول ...
ایندیگه خود فیلمترسناکبود ، پسر من یه بار که شیر خورده بود تو بغلم بود یهو نگاهش ازم گرفت زل زد پشت سرم و خندید بعد هی اینور و اونور نگاه میکرد میخندید یجورایی برام ترسناک بود
خونه ماازروزیکه اومدیم همه اش انرژی منفیه کلی مریضی گرفتم همه اش توبستربیماری بودم تازگیا یکم بهترشد ...
من تنها کاری که کردم جدیدا چون پسرم گلارو میکند و میذاشت دهنش همه رو دادم رفت فقط دو سه تا گلدون مونده که اونام یهویی خشک شدن ولی باید یه کاری بکنم واقعا
ن منم بد عروسبم همونجا موندم و داریم جدا میشیم .... شاید چون دختر مجرد سن بالا زیاد داره چشم و هم چ ...
چه بد کاش قبل از هرکاری اول جاتون عوض میکردین. ما قبل از اینکه خونمون عوض کنیم ده سال تو یه خونه دیگه بودیم بچه دار نمیشدیم شوهرم هر دفعه ضرر میکرد خودم کار درست حسابی پیدا نمیکردم همش دعوامون میشد . یکی از اتاقاش برام خیلی ترسناکبود اول اتاق خواب اونجا بود یه شب که تنها بودم حس میکردم یکیمیزنه به در اتاق خواب تا صبحاز زیر پتو بیرون نیومدم فرداش جای اتاق خواب عوض کردم و تا وقتی مجبور نبودم دیگه اون اتاق نمیرفتم . و نهایتا هم که عوضش کردیم