2777
2789

۲۵خردادطبق عادت همیشگی رفتم خونه ی پدرم همسرمم سرکارنرفته بودباهم رفتیم درست ساعت ۱۲ظهراینابودیهودیدیم پدرمم ازسرکارنصفه برگشته نگران گفتیم چیزی شده گفت نه بدت دردشدیدی دارم سرگیجه سردردگفتیم حتماسرماخوردی همسرم گفت بیابریم درمانگاه میرن درمانگاه دکترفشارشومیگیره میگه رو۱۳عه یه عالمه قرص وشربت وآمپول مینویسه برگشتن وقتی اومدبه شوخی گفتیم باباجان سرمانخوردی هاالکی میگی آخه نه عطسه داشت نه سرفه منوهمسرم برگشتیم خونمون 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تاشب استراحت میکنه نزدیکی های اذان صبح به مادرم میگه من سمت چپم بی حسه هیچ کجارونمیبینم مادرم میگه حتماازسرماخوردگیته میگه بخدادارم جون میدم پیرمردبیچاره روزجمعه روهمینجوری سپری میکنه 

جونت بالا میاد 

یه جریان اطلاع رسانی هم کامل بگی؟!

خواهش میکنم لایک نکنید لطفاً✨🍁☘️ من  داستان‌های که در آخر زن‌ها خودشان، خودشان را نجات می‌دهند، دوست دارم. بنویس زن بخوان قدرت.✊❤️‍🔥

تاشب استراحت میکنه نزدیکی های اذان صبح به مادرم میگه من سمت چپم بی حسه هیچ کجارونمیبینم مادرم میگه ح ...

متاسفانه سکته قلبی و مغزی ساعت طلایی دارن اون تایم تشخیص بدن خیلی راحت درمان میشن

تا صبح قضا سهل و سهیلش به که باشد.تاشام قدر رجعت و میلش به که باشد.در بزم وصالش همه کس طالب دیدارتا یار که را خواهد و میلش به که باشد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   ابرو_کمونیa  |  11 ساعت پیش