2777
2789
عنوان

ابروریزی جلوی خانواده همسر

| مشاهده متن کامل بحث + 1510 بازدید | 88 پست

من و تو مثل همیم تازه مال تو فقط صدا بود 

من به مادرشوهرم گفتم این میراث موند ماشین پسرت دوباره خراب شده 

فکر کن بعد گفت خدا نکنه تازه من فهمیدم 

معذرت میخوام چه غلطی کردم 

فقط شانس آوردم پشت تلفن این و بهش گفتم وگرنه دیگه هیچی 

الانم خجالت میکشم باهاش چشم و چشم بشم

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

خب برو تو اتاق شلوارتو در بیار واز شوهرت بخواه که چرخ کنه یا نخ وسوزن بیاره اونوقت همه میفهمم ..ولی ...

دیشب بود و موقع رفتنمون به خونه همسرم رفت لباس عوض کنع برای من که وسط سالن بودم اتفاق افتاد واقعا حالم بده ۴ ساله عروسشونم خیلی بد شد خیلی

منم یبار یه اتفاقی افتاد ک از خجالت تا چند روز فکرم قفل شده بود ولی ب رو خودم نیاوردم دیگه، ولش

من زیاد میبخشم اما اعتماد فقط یبار میکنم... پس حواست باشه اعتمادم از دس ندی 
ناراحتی نداره که اصلا برای چی خجالت بکشی بخدا اصلا مسئله مهمی نیست بعدا به مادرشوهرت یا خواهرشوهرت ا ...

میگم الان که تازس این مشکل بهتر نیس بگه بهشون چون من تقریبا یه ماه دیگه میرم خونشون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز