واقعا برام سواله که بهترین مادر شوهر دنیا هم وجود داشته باشه بازم ی جا ی حرکتی میزنن که آدم هنگ کنه🤦🏻♀️
من و همسرم چون اول زندگی قرار گذاشتیم تا اون پیشرفتی که هدفشو داریم تو زندگی نکردیم حرف بچه رو نیاریم صبر کردیم حدود چند ماهه تو اقدامیم...ماه گذشته مامانش ی بار شوهرم خواست برسونتش آنقدر حرف زده حرف کشیده ک آخر از زیر زبون شوهرم کشیده ک قصدش داریم...
از همون روز فرداش ک شد هر سری تو جمع منو دید با شوهرم دید تنها دید هی میگه من آرزو ب دل موندم بچه این بچه م هم ببینم..اون روز منو دیده میگه پس چی شد؟خبرشو کی میای ب من میدی؟منتظرم دیگه ماه دیگه بیا خبرشو بده😑پیش شوهرمم همش میشینه میگه:آره امروز فلان برنامه رو دیدم میگفت تعداد زنهای نازا زیاد شده برن دکتر و فلان و فلان...
جدیدا هم گیر داده ب شوهرم یبار بیارش با من بریم دکتر هر سری تنها میرید یا با مامانش میبریش معلوم نیست دکتر چی میگه بهش نمیاد بهمون بگه😐
والا من تا حالا فقط برای چکاب رفتم چون نمیخواستم فعلا بچه دار بشم تا یکسال و نیم هر شیش ماه میرفتم کنترل بشم و چکاپ ک عفونت و ...نگیرم...آخرین سری هم رفتم برای آزمایش های قبل بارداری ...
واقعا داره اعصابمو خراب میکنه...
سری آخر دید منو باز شروع کرد که منم گفتم:خدا خودش صلاح منو و شما رو خوب میدونه ما نمیتونیم تصمیم بگیریم برا مصلحتش!بچه هم انشالله به وقتش عجله ک نداریم ...
والا موندم دیگه این حرفاش باعث استرسم میشه از طرفی شوهرمم احساس بدی گرفته دیشب یهو گفت نکنه مشکل داریم😢🤦🏻♀️