دوستان من کمک لازم دارم الان چ جوابی بدم.
من زندگی نسبتاً خوبی ندارم هدفم مهمه برام نمی تونم درگیر احساسات هم خوب هم بد بشم.ایشون هم خعلی دور هستن از من من شیراز اون تبریز....
داستان آشنایی مون اول تو درس کمک هم کردیم ، بعد علاقه مند شدیم بهم ، با حرفاش اعصابمو خورد کرده ، دلم نمیخاد با قلبش تصمیم بگیره ، خام هست نمیفهمه آینده مهم تره....
من ۱۷ ام.
اون ۱۶
راهنمایی کنید خواهشاً
اینجاهم مادرش فهمیده بود باهم در ارتباطیم ، ما رابطمون صاف و مفید بود ، هیچ رابطه غیر اخلاقی نداشتیم.ولی من چون مادرش فهمیده بود و دوس نداشتم بیشتر از این نسبت بهم وابسته شیم ، گفتم که جداشیم...
داره اشتباه تصمیم میگیره.. کمک کنید چ جوابی بدم🙂