کلا از دایره کنترل و پیش بینی خارج هستم
تو سن نوزده سالگی بعد از چهار سال جنگیدن از شوهرم طلاق گرفتم کل خانواده پدری تردم کردن
بهم گفتن با کسی بودی
حتی بهم می گفتن با یکی باش بعد از طلاق تا احساس تنهایی نکنی
ولی من با هیچ کس حتی دوست نشدم
وقتی بچه دار شدم تازه رفتم دانشگاه همه گفتن نمی تونی بشین تو خونه بچه داری کن
وقتی کافی نت کوچیک خودم رو زدم همه می گفتن جاش بده ، نمیشه نمی گیره ولی خدا رو شکر خوبه
و از پس مشکلاتی تو زندگیم بر اومدم که خیلیا با یکیشم کنار نمیان