متتوجه منظور من نشدی عزیزم
روح و قلب انسان مثل یه بچه می مونه
وقتی شما یه اسباب بازی که خیلی دوسش داره رو برای صلاح دید ازش می گیرید باید باهاش راه بیاید تا بهتون آسیب نزنه
راه اومدن با قلب و روحتون یعنی هر از گاهی با خودتون خلوت کنید و برای دلتون دلسوزی کنید ، بهش بگید می دونید سخت و آزار دهنده است و داره اذیت میشه ، گریه کنید و هر کاری که حس می کنید دلتون رو سبک میکنه
می فهمید منظورم چیه؟
نمی گم به اون آدم برگردید
میگم زخم دلتون با نادیده گرفتن خوب نمیشه و عفونت میکنه حتی اگر ظاهراً بی حس بشه ولی همون جاست و یه جایی کار دستتون میده
به خودت ، به درونت نگاه کن و زخم روحت رو پانسمان کن تا خوب بشه وقتی با توجه تو خوب شد اون وقت فقط یه جای زخم می مونه که میشه همون خاطرات
ولی الان این زخم چرک کرده چون روحت رو نادیده گرفتی
نمی دونم می تونم منظورم رو بهت برسونم یا نه