تمام اسفند برای خواهر شوهرام و مادر شوهرم خونه تکونی میکردم. برای خریداشون برای اینکه کمکشون کنم منو دنبال خودشون میبردن
توی عیدم برای همه مهمونیهاشون مثل یه کلفت کار کردم هرکاری بگن میگم چشم. همه جوری احترام میزارم
اخرشم توهین بهم میکنن و برای یه اتفاق ساده تنبیهم میکنن
کاش میمردم