2789
عنوان

استرس های یک زن!!!

111 بازدید | 6 پست

باسلام.هفت سال قبل من تو سن ۲۹سالگی پسرمو طبیعی باردارشدم .اما همه دردو مرضام از ماه اول شروع شد.دیابت.تیرویید....وکلی که جوری هرروز من بغیر از متخصص زنان واسه چکاب پیش دکترای دیگم باید نیرفتم.بعد زایمانم که بدلیل تشخیص غلط بهم گفتم ممکنه بچت نقص داشته باشه.وبازم استرس.بعد یکسال بچم بدلیل تورم مشکوک غدد لنفاوی تشخیص سرطان دادن تو من که بعد ۳ماه استرس و دکتر و هزار جور استرس کفتن تشخیص اشتباه بوده و منشا از اعصاب و عفونت بوده.از اون روز همش حس تنهایی بچم اذیتم میکنه.همش میگم اگه قرار بود با سرطان میمردم تکلیف تنهایی بچم چی میشد یا بعدا هم بچم بازم تنهاست.هروقتم به بچه دوم فکر میکنم شوهرم میگه سراولی نزدیک بود هردوسکته کنیم من دیگه طاقت ندارم.تراپیستم رفتم ولی...از دوستان کسی هست که تجربه مشابه داشته و بخاطرش چکار کرده..ببخشید طولانی شد

منم خیلی اذیت شدم تیروئید بارداری وقتی به دنیت اومد اولش گفتن رفلکس مکیدن نداره بعدشم تاخیرش توی حرف زدن و البته دختر عموش که کاراش زودتر بود و دائم مقایسه میشد کلا طی سه سال تبدیل شدم به یه روانی تمام معنا و هزارتا درد گرفتم داغوووون شدم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

منم خیلی اذیت شدم تیروئید بارداری وقتی به دنیت اومد اولش گفتن رفلکس مکیدن نداره بعدشم تاخیرش توی حرف ...

وای یادم اومد بچه منم دیر حرف زد.مجدد بچه دار شدین یا خیر

وای یادم اومد بچه منم دیر حرف زد.مجدد بچه دار شدین یا خیر

نه دیگه حس میکنم توانش رو ندارم ولی گاهی خیلی دلم میخواد تازه یه ذره از مشکلات روحیش راحت شدم دیگه توانش رو ندارم استرس بکشم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792