نمیخوام سرتونو درد بیارم خیلی طولانیه اگه حوصله ندارین نخونین
شوهرم اقوام دورمونه ما راهمون دوره از دو تا استان دیگه اولش با عشق زیاد باهم ازدواج کردیم بقول خودش عشق اولش بودم و این حرفا
تا میومد خونه ما خوب بود همه چیز مامانم خیلی زحمت میکشید هدیه میخرید براش بهترین پذیراییا رو ازش میکردیم
من توی دوران عقد و نامزدی اصلا نیومدم خونشون
بعد ک ازدواج کردیم اصلا هیچ کس بهم محل نمیزاشت من ادم گرمی بودم بهم بی محلی میکردن
منم دوس نداشتم زیاد برم خونه پدر شوهرم
میگفتم هفته ای یه بار میام باهات
خونه پدرشوهرم دوره یه شهر دیگه ان
بعد قاطی میکرد دعوا میکرد وای اصن یه وضی