2821
2789
عنوان

شوهرسنگ دل

470 بازدید | 22 پست

سلام من بیست سالمه دوساله ازدواج کردم شوهرم اجازه نمیده به خونوادم سر بزنم از وقتی ازدواج کردم فقط دوسه بار اونم به زور دعوا و گریه زاری رفتم خونه خواهرام سر زدمو خونه پدرمم ماهی یکبار اجازه دارم برم بخدا دیگه نمیدونم چیکار کنم خونوادم همش گله میکنن منم هرچی با شوهرم حرف میزنم راضی نمیشه ودست از این کاراش نمیکشه من خیلی به شوهرم و خونوادش احترام میزارم حتی با اینه چندبار شنیدم پشت سرم بد گفتن اما به روی خودم نیاوردم و باهاشون خیلی مهربونم اما شوهرم با اینکه خونواده من بهش بی احترامی نکردن اینجوری رفتار میکنه نمیدونم چیکار کنم لطفا نظر بدید توروخدا خونوادم خیلی وضع مالی شون ضعیفه دلم نمیخاد باهاش دعوا کنم برم سر اونا خودشون کلی مشکل دارن نمیدونم چیکارکنم😥😥😥😥دلم براخواهر زاده هام یه ذره شده هرلحظه آرزوی مرگ میکنم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد🤲♥️

چطور تواین دوسال تاحالا پست نذاشتی؟  

درخواست دوستی هیچکس روقبول نمیکنم اگرهم سوالی چیزی ازم دارین تو تاپیکتون منو تگ کنید سوالتون رو بپرسید. درخواست دوستی ندین لطفا

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

به چه حقی بهت اجازه نمیده؟؟؟

اسیر آورده مگه؟؟؟

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

از سال 98تا الان هیچی نگفتی تو سایت؟؟؟😐😐چ صبور عزیزم اخلاق شوهرته دیگ نمیشه تغیبرش داد دوساله ...

منم سال ۹۷ عضو شدم رمزعبورم یادم رفت .هیچ پستی نذاشتم

چندماه پیش شانسی چندتا رمز زدم یکیش درست بود تونستم وارد اکانتم بشم

درخواست دوستی هیچکس روقبول نمیکنم اگرهم سوالی چیزی ازم دارین تو تاپیکتون منو تگ کنید سوالتون رو بپرسید. درخواست دوستی ندین لطفا
شاید گفته نی نی یار پاک کرده

مگه میشه نی نی یارهمه پستا رو پاک کنه؟

فکرنکنم بشه

درخواست دوستی هیچکس روقبول نمیکنم اگرهم سوالی چیزی ازم دارین تو تاپیکتون منو تگ کنید سوالتون رو بپرسید. درخواست دوستی ندین لطفا
شاید تاپیکاش شخصی بوده نمیشه؟😁

تاپیک ک میشه حذف کرد

ولی پست‌هایی که تو تاپیکهای بقیه میذاریمو نی نی یار پاک نمیکنه

درخواست دوستی هیچکس روقبول نمیکنم اگرهم سوالی چیزی ازم دارین تو تاپیکتون منو تگ کنید سوالتون رو بپرسید. درخواست دوستی ندین لطفا

عزیزم سعی کن مشکلتو باحرف وآرامش حل کنی هیچوقت بخاطر خواهر وخواهرزاده دعوا نکن چون ممکن بعد نزاره خونه باباتم بری با ابجیات تلفنی درتماس باش باهاشون تماس تصویری بگیر رف دلتنگی کن باهاشون هماهنگ کن روزی که میری خونه بابات اوناهم بیان

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز