2777
2789

کلا زندگیم عوض شده

قبلا فکرم درگیر چیزای دیگه بود

اما الان همش استرس دارم، نگرانی و اضطراب

هیچ کاری نمیتونم بکنم، کلا تو خونم

واقعا یوقت هایی گریم میگیره

😞

مامانی هستم با کلی آرزو، گاهی وقتا ناامید میشم اما فرداش با انرژی بیشتری روزم رو شروع میکنم. میخوام یه مامان خوشحال باشم، یه مامانی که همیشه میخنده، همیشه انرژی میده، همیشه بوی عطرش وقتی میاد تو هوا میپیچه، توی خونه عطر کیکش پخش میشه 🌈 وقتی تنهاست برای خودش میرقصه، وقتی دلش گرفتست برای خودش شیرینی درست میکنه ❤️

بله کلا همه چیز بهم ریخت

"کسی که بیش از حد فکر می کند، کسی است که بیش از حد هم عاشق می شود" و من این را احساس کردم 😍 وقتی جواب ریپلای رو نمیدم دلیلش اینه : 1) بی احترامی در کلام (افرادی که سلامت روان ندارند به دنبال بی احترامی به دیگرانند)، 2) خشم در کلام (امام علی (ع) : اوج سبک مغزی، خشونت است)، 3) مشهود بودن حسادت در گفتار (امام علی (ع) : آفرین بر حسادت، چه عدالت پیشه است، پیش از همه صاحب خود را می کشد)، 4) عدم درک درست از پاسخ من به استارتر (امام علی (ع) : از سخن گفتن با کسی که گفتارت را نمیفهمد بپرهیز که تو را به ستوه می آورد)، 5) برداشت من اینه که فرد به دنبال بحث و جنجاله (مارک تواین : هرگز با احمق ها بحث نکنید، آنها اول سطح شما را تا سطح خودشان پایین می کشند، بعد با تجربه یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند) و جمله آخر خطاب به کاربرانی که درباره کاربران دیگه تاپیک غیبت میزنن و کسانی که تو این تاپیک ها استارتر رو همراهی میکنن (امام علی (ع) : غیبت کردن آخرین تلاش افراد زبون و ناتوان است)

مجردم😂

وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)                                              هیتلرم خوبه ها، اما من عاشق با پنیه سربریدنای چرچیلم                                                                                                                           https://t.me/Hich_zh

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

اره😪واقعا سخت بود

منم افسردگی گرفتم و کلی مشکلات داشتیم

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد» ... ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

بله مخصوصا که کولیک و رفلا‌رفلاکس هم داشت .

کلا ترکیدیم😁

من وقتی میام نی نی سایت 👈     👇👇👇بعد از ترکیدن و تعلیقی دوباره برگشتم دیگه نبینم تاپیک سیاسی بزنیداااا 🚫شما تاپیک میزنید من میترکم🔫🚨🔥

خیلی ناراحتم وقتی میبینم هیچ وقت خالی برای خودم ندارم

حتی کلاسی که میخواستم برم نصفه مونده

برنامه هام همه کنسل شد


مامانی هستم با کلی آرزو، گاهی وقتا ناامید میشم اما فرداش با انرژی بیشتری روزم رو شروع میکنم. میخوام یه مامان خوشحال باشم، یه مامانی که همیشه میخنده، همیشه انرژی میده، همیشه بوی عطرش وقتی میاد تو هوا میپیچه، توی خونه عطر کیکش پخش میشه 🌈 وقتی تنهاست برای خودش میرقصه، وقتی دلش گرفتست برای خودش شیرینی درست میکنه ❤️

آره بابا کلا همه چی بهم میریزه و بدبختی‌ها تازه شروع میشه، مخصوصا اگه با مادرشوهر اینا تو یه ساختمون باشی. منکه آنقدر از دستشون اذیت شدم که دیگه به مرز جنون رسیده بودم. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز