2789
عنوان

چیکار کنم

87 بازدید | 23 پست

من با یه پسری دو ساله در ارتباطم قبلا هم ازدواج کردم جدا شدم قبل این دو سال مامانمم فوت کرده هیشکی ندارم تو خونه ۲۴ سالم هس کم کم میشه ۲۵ سالم بابام تنها تو خونس و من وضع مالی بابامم خوبه اما خیلی کم بهم پول میده این پسره اومده خواستگاریم خونه داره ماشینم داره مقداری هم پول توی بورس داره لیسانس هم داره دنبال استخدامی هست اما بابام چون گقت من توی عقدم بهت خرجی نمیدم قبول نکرد گفتم حداقل تو عقد بده گفت نمیدم بهم خورد ازدواج …الان ۵ ماه میگذره من خیلی احساس تنهایی و پوچی میکنم حتی به خودکشی فکر کردم چند بار بابام خودشم با یه خانمه. در ارتباطه من هیشکی ندارم خواهر ندارم برادرمم ازدواج کرده ماه ماه حتی نمی بینمش …دلم میخواد با این پسره ازدواج کنم چیکار کنم بنطرتون تورو خدا جواب بدید

خب چرا تو خواستگاری بحث پول دادن رو کشیدین وسط وقتی بیاد خواستگاری و شما قبول کنی کم کم پول هم میداد این حرفه که نمیدم از الان چرا نسبت به پول دادن حساسش کردین

میرسد غم های بی پایان به پایان غم مخور   

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



خب چرا تو خواستگاری بحث پول دادن رو کشیدین وسط وقتی بیاد خواستگاری و شما قبول کنی کم کم پول هم میداد ...

اخه شغل ثابتی نداشت گفتم به پدرم میشه یه خرجی معمولی بدی تا بره سر کار گقت نه هیچی نمیدم 

خب چرا پسره کنار رفت اگه واقعا شما رو بخواد نباید به این راحتی میرفت

نرفت کنار هستش سه بار اومدن خواستگاری 

هنوز هستش …ولی بابام گفت نه بهش ..باهام در ارتباطه

گقت من هیچی نمیدم

خب نده شما هم زندگیت رو اونجا حروم نکن از همه نظر طرفت رو بسنج اگر از نظر خودت اوکی بود (با عقل و منطق نه احساس و دل) بهش بگو بیاد و ایراد نگیر تا بتونی زندگی جدیدی بسازی خدا بزرگه کارم براش جور میشه

میرسد غم های بی پایان به پایان غم مخور   
خب نده شما هم زندگیت رو اونجا حروم نکن از همه نظر طرفت رو بسنج اگر از نظر خودت اوکی بود (با عقل و من ...

خیلی دارم عذاب میکشم من مامانم تو جوونی جلوی چشمم رفت یکبارم شکست داشتم …حالا نباید برای دو قرون یه پدر بگه نه چطور برای داداشم مغازه زد و سرمایه داد…

نرفت کنار هستش سه بار اومدن خواستگاری  هنوز هستش …ولی بابام گفت نه بهش ..باهام در ارتباطه

خب پس زندگیت رو از بابات جدا کن و آیندت رو بساز البته قبلش درست فکر کن اگه آدم نرمالی هست پس تردید نکن 

میرسد غم های بی پایان به پایان غم مخور   
خیلی دارم عذاب میکشم من مامانم تو جوونی جلوی چشمم رفت یکبارم شکست داشتم …حالا نباید برای دو قرون یه ...

بیخیال به این چیزا فکر نکن که اذیت بشی اون پدر اگه میخواست کمک کنه تا حالا کرده بود الآنم که شما شرایطش رو داری خودت رو نجات بده

میرسد غم های بی پایان به پایان غم مخور   
خب پس زندگیت رو از بابات جدا کن و آیندت رو بساز البته قبلش درست فکر کن اگه آدم نرمالی هست پس تردید ن ...

رفتار بدی نداره ولی حس میکنم توقع داره از بابام کاری بکنه برای من یا خرجی بده بابامم که نمبده بقیه رفتاراش معمولی هس ..مثلا کار لباس پوسیدیم نداره کار حجاب نداره میذاره ازاد باشم کلاس برم بیرون برم یا عصبی نیس یا با پسری حرف بزنم دعوا نمیکنه مثلا حالا تو بازی جایی یا مثلا بگم اینکارو نکن لج نمیکنه که بکنه …

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز