امسال کنکور دارم و حال و حوصله هیچی رو ندارم. برا آینده م خیلی برنامه های مهمی دارم ولی تا لنگه ظهر میخابم و تا شب هیچ کاری نمیکنم نه دلم به درس میره و ن از زبان که خیلییی دوستش دارم.
نمیدونم چه مرگمه. یک ماه سفت میگیرم خوب میرم جلو یه ماه دیگه خیلی خپل و بی حوصله میشم. نمی دونم افسردگی دارم یا نه. وقتی با پرنده م خونه تنها میشم خیلیی دعواش میکنم و اذیتش میکنم ( این و ر و اونور) بعدش خیلی پشیمون میشم. احساس تنهایی زیاد از حد دارم دلم یه همراه میخواد. باهم درس مشترک و زبان بخونیم. با خودم میگم اینجوری تو هم اشتیاقات واسه خوندن بیشتر میشه ولی امان از تنهایی. تو این اوضاح جایی نمیرم دوستی هم ندارم که باهاش برم بیرون. نمیدونم به قارچ تبدیل شدم یان.راهنمایی کنید ممنون میشم.