یکی از فامیلامون همچین پدری داشت و بعد دانشجویی یه ازدواجی کرد که هممون به به چه چه میکردیم که عجب شوهری تور کرد و اینا. بعد هشت سال الان فهمیدیم که مصلحتی ازذواج کرد و بینشون احترامه فقط و کاری به عم ندارن حتی بچه دارم نمیشن چون خانوم علاقه قلبی به آقا نداره... وقتی فهمیدم شوکه شدم و غمگین... واقعا آدم میتونه اینجوری زندگی کنه؟ سخته بی عشق. لابد بیچاره انقد از پدرش اذیت شده همچین فکری به ذهنش زده