ممنون از نظرتون جالبه !
اول صحبتتون گفتین ما همونطور که میتونیم کتاب بخونیم و سوادمونو بالا ببریم میتونیم تنبلی کنیم و بخوابیم و این یعنی اختیار با خودمه
جبرگرایی میگه اینکه شما خوابیدن رو انتخاب کنی یا کتاب خوندن رو توسط طرز فکرتون تصمیم گرفته میشه طرز فکرتون طبق علایق چارچوب های اعتقادیتون تصمیم میگیره
علایقتون توسط اتفاقاتی که تو زندگیتون افتاده احساساتی که دارین مشخص میشه و چارچوب های اعتقادیتون بستگی به جایی داره که بزرگ شدین
شما اراده ای تو انتخاب جایی که بزرگ شدین یا انتخاب احساساتی که در بدنتون به وجود میاد ندارین
این طرز فکر و احساسات نتیجه اتفاقاتین که شما درش اختیار نداشتین
ممکنه شما بگی من الان میرم کتاب میخونم چون خودم انتخاب کردم ولی جبر گرایی میگه اینکه شما چرا کتاب خوندن رو انتخاب کردین توسط جبر تعیین میشه !
با خودت میگی من این کارو انجام میدم چون خودم میخوام پس همه چیز از قبل تعیین شده نیست
ولی اینکه شما چرا اون کارو انتخاب کردین چرا اینطور فکر میکنید توسط عواملی تعیین میشه که شما در اون اختیاری ندارین !
پس نمیتونید بگین اختیار همه چیز دست انسانه
این توضیحاتو دادم چون مثالی اوردین جالب بود و خواستم بیشتر با این دیدگاه اشنا بشین 💚
اگه به خدایی اعتقاد داشته باشین که به همه چیز اگاهی داره پس در نهایت خدا میدونه شما حتی با وجود اختیار چیکار میکنید و چه تصمیمی میگیرید
پس میشه گفت یک نقشه و اطلاعات کامل از اتفاقاتی که افتاده و قراره تو دنیا بیفته وجود داره که فقط خالق دنیا اون رو میدونه
در این صورت میشه گفت همه ی ما داریم طبق نقشه ای پیش میریم که تو ذهن خالق دنیا وجود داره !
که یعنی بازم همه چی از پیش تعیین شده است
بازم از نظرتون ممنون🧡