بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
دلم میخواست متقاعدش کنم ولی یهویی شروع شد تو متقاعد کردن افتضاحم البته اونم خواستش براش اهمی ...
زبون منو کم داری .
یبار ظهر قربون صدقه هم رفتیمو خدافظی کردیم . شب زنگ زد هاپو به معنای واقعی . گفتم با چی رفتی ؟ گفت هواپیما با لج گفت همه مهماندارا هم خانم بودن . وسط حرف زدنم قط کرد و زنگ هم نزد . من سه ساعت کامل تو فکر بودم که آیا اومدنی جرش بدم ؟ ندم ؟ چیکار کنم خدایا ؟ تصمیم گرفتم آروم باشم .و خوبی هاشو یادم بیازم . بعد سه ساعت زنگ زد گفتم دورت بگردم چرا یهو دعاتو گم میکنی و جنی میشی ؟ داد زد من جنی نیستم . فلانی رو اعصابمه و ترکید . آروم به حرفاش گوش دادم و گفتم همه حق ها با توه درکت میکنم ، بعد که آروم شد گفتم سر فرصت بخاطر اینکه مهمانداران اون هوامیما خانم بودن جرت میدم . یبارکی خلبان هم بگو خانم بود دیگه . خندید گفت اتفاقا اونم خانم بود گفتم عشقم خونت حلاله . آی میخندید
چون تو زندگی مشترک اصلا نباید غرور داشت اما باید کاملا دوطرفه باشه و هردونفر غرورشون رو برای هم فدا کن یکطرفه نباید باشه وگرنه زندگی مشترک با غرور و لجبازی پیش نمیره