همیشه بین من و خواهرم و داداشم فرق بوده داداشم و که اصلا نمیخواستن منو یخورده میخواستن خواهر کوچیکمو خیلییی میخواستن من میخواستم برم هنرستان بابام گفت نه هنرستان چیه یک دفعه بگو نیخوام درس نخونم فرستادنم تجربی دادشم میخواست بره تربیت بدنی بزور فرستادنش ریاضی الان خواهرم انتخاب رشته داره اول فرستادنش انسانی خانوم باهاشون قهر کرد فازه افسردگی برداشت بابام امروز پروندشو برداشت ثبت نامش کرد هنرستان موسیقی بعدشم برگشته میگه دنیا ۲ روزه باید عشق کنه از زندگیش لذت ببره ماهم که دسته بیل بودیم 😐😐😐😑😑😑😑😑