شوهرم خیلی خیانت میکنه هرچیم قسم میخوره بازم میره پی کاراش هرکاری میکنم تیپ میزنم خوشگل میگردم اخلاقم و روش کار میکنم باز بدون هیچ اختلافی باز میره مثلا همه چیز اوکیه مسافرت میریم خوش تیپ و خوشحال میگردیم باز ازش مورد همون موقع میبینم .....خیلیم دست بزن داره از داد زدناش میترسم نمیشه باهاش درد دل کنم سریع میره کف دست خانوادش میذاره پنج ساله ساختم اما دیگه این سری که دیدم با یه زن قرار گذاشته تحمل نکردم رفتم به خانوادش گفتم اونم لج کرد و هزارتا وصله بم چسبوند و بچه شیرخوارمو که البته باید از شیر میگرفتم ازم دور کرده امشب دفعه اوله بدون بچه هام میخوابم الان رفته به دروغ کلی حرف به خانوادش زده هر حرفی تا الان پیشش زده بودم مثلا گله از فلان جاری داشتم که موضوعش مال دو ساله پیشه رفته گفته یا هر مسیله ای که من خودم اگه بودم نمیگفتم به دروغ صدتا روش گذاشته و گفته خیلی خاله زنکه به نظرتون چکار کنم باش بمونم یا نه خیلی روم چاقو میکشه و یا خودشو میخواد بکشه همه چاقوهای خونمو جمع کردم از ترسش.میگه میکشم خودمو خونم گردنت بیفته.زدناش عادی نیست کبودم میکنه.اصلا نمیشه یه کلمه باهاش حرف بزنم.