سلام دوستان
میخوام کل زندگیمو تا الان بذارم کنار و یه زندگی جدید برای خودم بسازم اما هر وقت این تصمیمو میگیریم میبینم نمیشه زیاد عملی کرد چون محیطم همونه آدمای اطرافم همونن من هرچقدرم بخوام فرق کنم
همیشه وقتی بچه بودم فکر میکردم خیلی خوش شانس وخوشبختم بعد دیدم نه واقعا چقدر بدشانس بودم که تو این خانواده به دنیا اومدم وهمیشه احساس تنهایی میکردم فامیلامونم اصلا آدمای خوبی نیستن به دردنخور وحسود وخائن دوستامم که دیگه نگم بهتر فقط برای روزای خوب کنارمن کافیه یبار باهاشون بخوای درد ودل کنی یه ماه گم میشن و پیداشون نمیشه شرایط زندگیمم تا حالا طوری بوده که موقعیت های خوب زندگیم به موقعیت های بد تبدیل شدن یعنی شرایط زندگیمم خوب نیست خیلی از آدمارو میشناسم که از موقعیت های بد به اوج رسیدن زندگی باب میلشون شده ولی من نه برعکس همیشه خودم برای بدست آوردن هرچیزی بیش از اندازه باید تلاش کنم و بعدشم همون چیزی که به سختی به دست میارم برام زیادم فایده وخوشبختی نمیاره
بچه ها من بازم همیشه خدارو باور دارم هیچ لحظه نشده که بگم خدا منو دوست نداره نمیدونم شاید همه اینها امتحان خداست که دارم پس میدم اما همیشه فکر میکنم من لیاقت خیلی بهتر از اینارو دارم لیاقتشو دارم که خوشبخت بشم لیاقتشو دارم که به جاهای خوبی برسم اما بعضا اونقدر همه چی برام سخت میگذره که خسته میشم و ناامید
همش به این فکر میکنم که نباید زندگیمو ازدست بدم خستم خیلی خسته ولی مجبورم بازهم تلاش کنم
چیکار کنم واقعا چیکار کنم که اینبار بتونم برای خودم واقعا زندگی کنم؟آسون وراحت وموفق
خیلی دوست دارم نظر بدین بهم