سلام.دلم خیلی گرفته.آخه این چه بلاییه که نازل شده.همسرم کارمندبهداشت.پستش مهمه.یه جورایی ستون اصلی هماهنگی و...درباره کرونا تواستانه.ازوقتی جریان کروناپیش اومد بیشتروقتش تواداره است.ساعت پنج عصرمیومدخونه دوباره هشت میرفت تا ساعت یک، دو شب..دوسه تا ازهمکاراش کرونامثبت شدن همسرم ترسیده ساکشو بسته که بره اداره توسوئیت مهمانسرابمونه این یکی دوماهو.هروقت کارش داریم بیادوبره.میترسه ناقل بشه ومنوبچه هام مبتلاشیم.خیلی نگرانم 😔😔😔
اخی عزیزم ان شاالله که سالم و سلامت پیشتون برمیگرده به نظرم اجازه بده فعلا بره من که امشب با شوهرم دعوام شد شدید انقد دادو بیداد کردم اصلا مراعات نمیکنه راحت هرجا دلش میخاد میره و میاد منم گفتم این مدت باید بری خونه مادرت بمونی نمیشه که من دو هفتس تو خونه دیوونه شدم اونوقت تو اصلا رعایت نکنی،جدی میخوام یه مدت بفرستمش بره وردل ننش
در پی آن نگاه های بلند، حسرتی ماند و آه ه ه های بلند