2777
2789
عنوان

به من اجازه ندادن داخل مهد کودک رو ببینم نظرتون چیه ؟

| مشاهده متن کامل بحث + 23520 بازدید | 172 پست

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

الان دارم با مسئول مهد صحبت می کنم . می گه اگه نمی گذارن اصلا برید داخل قانون داخلی اشت و کسی هم نمی تونه بهشون خرده بگیره. بعضی از مهدها اینجوری هستند و بعضی مثل مهد ما یک روز خاصل و یک ساعت خاص رو اجازه می دهند. ضمنا دیدن داخل مهد فقط دیدن یه محیط و چهار تا دیوار است هیچ چیزی رو ثابت نمی کنه.
ضمنا گفت که درجه بندی مهد ها مربوط به چند سال پیش است که انجمن مهدکودک ها خودشون ترتیب داده بودند. یه کارشناس اونهم فقط یکی می رفت مهد رو می دید و ستاره می داد سازمان بهزیستی این مساله را نه تایید کرده و نه تکذیب الان هم اگر مهدی می گه من اینقدر ستاره دارم مربوط به همون سالها است.
تایید یه مهد بستگی به مهری داره که سازمان بهزیستی بهش می ده. وقتی مهر مهد با ریرنویس نظارت سازمان بهزیستی می خوره یعنی اون مهد ثبت شده است.
اینستا taranomemehrian گروه داوطلب خیرین ترنم مهر
ضمنا پذیرش بچه ها در رده های سنی مختلف در مهدها بستکی به شرایط مهد کودک داره که سازمان بهزیستی تعیین می کنه. دیدید که یه سری شون از شیرخوار قبول می کنن یه سری از دو سال و یه سری از 4 سال به بالا. اینها همه بستگی به شرایط و امکانات و توانایی یه مهد داره. اگه جایی باشه که اتاقهاش کوچیک باشه خوب مطمئنا نمی شه از شیرخوار هم ثبت نام کنن.
اینستا taranomemehrian گروه داوطلب خیرین ترنم مهر
ستاره خانم یه مهدی هست توی خوش شمالی . یعنی از تقاطع آزادی که وارد خوش شمالی می شی به انتها که می رسی سمت چپ یه مهدی هست که به نظر خوبه. اگه می تونی اونجا یه سری بزن.
ضمنا یه مهدی هم هست که همکارم می گفت بچه اش رو اونجا می گذاشته توی خیابان جیحون از آزادی که وارد می شی اولین خیابون سمت چپ است فکر کنم
اینستا taranomemehrian گروه داوطلب خیرین ترنم مهر
من از اول امسال تصمیم گرفته بودم پسرم رو بزارم مهد بعد از کلی پرس و جو و بررسی و ... از همین سایت و همکاران و دوستان و بازدید از همه مهدهای اطراف ، مهد کودک .... رو انتخاب کردم که مدیرش هم معروف بود . (باورت نمی شه 2 ماه بررسیم طول کشید دیگه همسرم کلافه شده بود می گفت بسه دیگه یه جا رو انتخاب کن) . منم با انواع مهدها آشنا شدم مهدی که اصلاً نمی ذاشت داخلش رو ببینم تا مهدی که تا توالت و آشپزخونه رو به زور نشونم میداد. خلاصه 5 روز توی مهد .... موند که تسویه کردم و آوردمش بیرون. چرا؟ جون توی اون 5 روز که دائم دلم آویزوون بود و حس خوبی نداشتم هر روزش تو ساعتهای مختلف رفتم دنبالش و هر بار هم اونقدر گریه کرده بود که بچه به هق هق افتاده بود یعنی یه ذره سعی نکرده بودن آرومش کنن . روز چهارم و پنجم هم که می رفتم بزارمش فکر کن بچه یک ساله تا مربی رو می دید تنش میلرزید و از من بالا می رفت و جیغ می زد که ندمش دست مربی . این از مهد خیلی خوب . بعد دوباره شروع کردم دنبال مهد گشتن گفتم خوب ایندفعه دیگه درجه مهد و معروفیش مهم نیست مهم اینه که مربی خوب و مهربونی داشته باشه که بردمش مهد .... که مربی خیلی خوبی داشت و پسرم با علاقه می رفت تو بغلش . سه روز اونجا بود دو تاویروس با هم گرفت که 10 روز به شدت مریض بود و همه ما ازش گرفتیم و الان هم که 2 ماه می گذره هنوز مریضه و رودش مشکل پیدا کرده و شیر بدون لاکتوز باید بخوره و دائم اسهاله و خلاصه کلی مصیبت و بدبختی . به این نتیجه رسیدم که درجه مهد و اینکه نمی زارن داخلش رو ببینی ملاک خوبی برای تصمیم گیری نیست.کلاً تا زمانیکه بچه نمی تونه راه بره و حرف بزنه نباید مهد بره و اگر هم مجبور شدیم بزاریم حداقل جائی بزاریم که یکی دو نفر گذاشتن و واقعاً راضی بودن در ضمن مهدهائی که دوربین دارن هم به نظر من گزینه های خوبی هستن.موفق باشی
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
در آخر هم باید بهتون بگم من خیلی نگران دخترم بودم که مهد می رفت ولی سعی کردم که این نگرانی رو اصلا بروز ندم و برعکس وقتی دخترم رو می دیدیم خیلی خوشحال نشون می دادم و سعی کردم که فکر کنه جای خیلی خوبی میاد.
البته بچه ها بچه هستند و گهگاه بهانه گیری می کنند. مثلا همین امروز دخترم صبح وقتی بیدار شد شروع کرد بازی کردن و گفت که مهد کودک نمی ره. من مخالفتی نگردم ولی بهش گفتم خوب الان دوستات نگرانت می شن و منتظرت هستند. اسم دوستاشو یکی یکی گفتم و بعدش هم اسم خاله هایی رو که دوست داره. قول هم دادم که عصر اومدیم خونه با هم بازی کنیم.
یا یه روزی باز هم همین بهانه رو گرفت و بهش گفتم که خوب اگه نمی یایی هیچ مشکلی نیست. خونه بمون بازی کن من و بابا می ریم سر کار. وقتی دید قضیه جدی است و داریم در رو می بندیم خودش سریع اومد و گفت که میادش.
اینستا taranomemehrian گروه داوطلب خیرین ترنم مهر
ستاره جون همکارم دخترش رو مهد دنیای مهر گذاشته خیلی هم راضی است. در جمالزاده یه باجه پست است باچه پست شهید بادامی نزدیک ایستگاه اتوبوس است . تلفنش هم 66946596 است.
البته این همکارم به نظر وسواسی به نظر می رسه. خودت می تونی امتحانش کنی
دختر من در خیابان ستارخان نرسیده به باقرخان مهد دوستی می ره
اینستا taranomemehrian گروه داوطلب خیرین ترنم مهر
فرزانه جون

خیلی ممنون از راهنماییهات. من هم مجبورم بعد از یک سالگی پسرم رو بزارم مهد.
حرفات و روش برخوردت با این مساله عالی بود.

امیدوارم من هم بنونم خوب با این مساله برخورد کنم و پسرم با مهد مشکلی نداشته باشه.
جیران جون مریضی جزو لاینفک یه مهد است. به هر حال یه محیط اجتماعی است که بچه ها بدون هیچ اطلاعی اونجا زندگی می کنن. تنها راه پیشگیری اش اینه که تا خونه رسیدن بدون فوت وقت دست و صورتش رو با آب و صابون بشوردید و حتما حتما حتما آب میوه های حتما طبیعی بهش بدید تا بدنش مقاوم بشه.
اصلا از آب میوه های مصنوعی استفاده نکنید که جز ضرر چیزی نداره. سخته ولی می شه. اگه به سلامتی بچه ها اهمیت می دهید حتما این کار رو بکنید.
اینستا taranomemehrian گروه داوطلب خیرین ترنم مهر
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792