دوست نزديكم هرروز سركار ميره ،
4عصر كارش تموم ميشه .
بچه نداره شوهرشم 9شب مياد خونه
حقوق خوب ميگيره همه رو خرج خودش ميكنه .
حالا من مدتيه خونم ،سركار نميرم.ميخام كارمو عوض كنم .همسرمم 10اينا مياد.
خونه داري و اشپزيم ضعيفه يه ساله عروسم و هنوز خيلي چيزا بلد نيستم.ناهار درس نميكنم عيچ وقت چون اولا رژيم دارم ،10كيلو اضافه دارم.دوما اصلا نعار تنهاي نميچسبه .فقط روزي يه وعده شام درس ميكنم .بدون همسرم نميتونم غطاي كامل درس كنم بخورم.
حالا اين دوستم هرروز ميگه ناهار درس كن بيام خونت بخورم.منظورش موقع برگشتن از سركاره.خونشونم تقريبا نزديك منه ولي دور نيس..ميتونه با همون تاكسي كه مياد خونم مستقيم بره كوچه خودش پياده شه
من گشنمه
خودشو لوس ميكنه
منم بدم مياد .
چون اولا خودش خيلي خسيسه
يعني بعضي وقتا كه زنگ ميزنه تو دلم ميگم باز اين گدا صفت زنگ زد
اخلاقاي خوبم زياد .داره ولي خساستش خيلي رومخه
مثلا يسري تو خونم نوار بهداشتي خاست منم بسته رو دادم دستش گفتم بردار گرفت بسته رو گذاشت كيفش
يا مثلا ترشي مربا غطا ادويه هرچي درس كنم پررو پررو ميگه سهم منم بده
خودش برا من از اين عادتا نداره
مثلا من خونش برم يه دونه سيب از يخچال برميداره ميشوره تو دستش دو نيم ميكنه ميگه بيا بخور خوشمزست
ولي خونه من ميرسه سريع ميره سر يخچال عين گاو ميلنبونه .يسري اومد منم چون قرار بود بريم سفر يخچال خالي بود از چن روز قبل،در يخچالو واكرد ديد هيچي نيس خيلي خجالت كشبدم .يجوري گفت وااااا هيچي ندارين؟؟؟؟
خيلي رو مخمه
به نظرتون من خسيسم اين چيزا به چشمم مياد؟؟:
يا مثلا يبار بيرون بوديم کشنمون شد ولي پول كم داشتيم گفتيم بريم ساندويچ بخوريم ولي عركدوم مال خودشو بايد جدا حساب ميكرديم چون كم داشتيم ..بعد خوردن كيفمو دراوردم ديد يه صدي دستمه با حالت مسخره و ادا كيفشو برداشت فوري رفت از رستوران بيرون،منم مونم سرخ سرخ شدم گفت تو هم خساب كن بيا بيرون،اهع منم بقيه پولمو ميخاستم كالباس اينا بهرم برا خونه .اومدم بيرون عوض تشكر شكلك در مياره ميگه چزوندمت چزوندمت ....
يعني يادش ميفتم ميخام خفش كنم عفريته رو