2777
2789

بچه بودم رفتیم سفره خونه

منم خیلی جدی و با غرر زیاد گفتم بابا توروخدا بریم لژ خانوادگی بخوریم

چرا ما اصلا باکلاس نیستیم 

اصلا لژ نمیخوریم

با صدای بلند هم داشتم نطق میکردم

سفره خونه رفت رو هوا

بدجوری ضایع شدم 

اصن غذا دیگه از گلوم پایین نرفت

هنوزم ب روم میارن😢

شخصیت تنها چیزیه که واقعی یا مجازی نداره🙂💚
بچه بودم رفتیم سفره خونه منم خیلی جدی و با غرر زیاد گفتم بابا توروخدا بریم لژ خانوادگی بخوریم چرا ...

وااابی خدااا😂😂منم فک می کردم یه جور غذاس بعد هاا فهمیدم همون میزغذا خوری تو رستوران

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

جونم برات بگه یه بار داداشم اومده بود خونمون

شوهرم رفته بود دستشویی از قضا درو هم قفل نکرده بود چون نمیدونست داداشم خونه ماست

داداشمم رفت دستشویی درو باز کرده بود هول شده بود دوباره درو بسته بود تا میاد بشینه یادش میوفته سلام نداده میره دوباره درو باز میکنه میگه سلام و درو میبنده😂

هیچی دیگه تا یه مدت شده بود سوژه ی خندم😂😂😂

خوابم میاد  

یادش بخیر سال چهارم که بودیم روز آخر من اسپیکر آوردم آهنگ گذاشتیم رقصیدیم. من با مسخره بازی اون وسط باباکرم میرقصیدم که ناظممون یهو اومد تو کلاس و ما رو دید. فقط هم من وسط بودم. خلاصه منو بردن دفتر . من که فکر میکردم الان پدرمو درمیارن خیلی شیک ناظممون گفت یه دور برقص ببینم. 

من   

معملما   

ناظم   

بچه های مدرسه   

prove yourself to yourself not others
جونم برات بگه یه بار داداشم اومده بود خونمون شوهرم رفته بود دستشویی از قضا درو هم قفل نکرده بود چون ...

دهن داداشتت سرویس سلامش چی بود این وسط😂😂😂😂

خدایا چرا من ؟یعنی خودت دلت برا من نمیسوزه😞😫

جونم براتون بگه دوربرخونمون زمین های خالی زیاد پری روز باشوهرم داشتیم پیاده روی میکردیم تومحلمون دسشویی اقا گرفت گفت بایدمن جیش کنم رفت تو یه کوچه که یک طرف زمین خالی بود یک طرف خونه منم داشتم نگهبانی میدادم دیدم ازاین طرف که خونه هس یه خانومی داره دنبال صدا میگرده بالا رونگاه میکنه که ببینه داره بارون میداد یا صدای چیه با اندی ازسرعت فرار کردم که لاقل شوهرم تنهایی ببینه ازخنده داشتم منفجرمیشدم

خدایا شکرت 😍😍😘😘
یادش بخیر سال چهارم که بودیم روز آخر من اسپیکر آوردم آهنگ گذاشتیم رقصیدیم. من با مسخره بازی اون وسط ...

واقعا میگی اخراج نشدی نمره انظباتت صفر نشد؟

خدایا چرا من ؟یعنی خودت دلت برا من نمیسوزه😞😫

قبل ازدواج باهمسرم دوست بودم داشتیم توکوچه باهم صحبت میکردیم هو گشت اومد من همسرم گفتم تو روقران برو اگه بگیرنمون باهم بابام بفهمه منومیکشه همسرم ازطفلی رفت زیرماشینی که توکوچه پارک بود قایم شد پلیسه شک کرد وایسادازمن پرسید تواین کوچه تارک تنها چیکارمیکنی تااومدم حرف بزنم یهو پای همسرم زیرماشین دید بهش گفت اهاب رفیق بیابیرون اون زیرچیکارمیکنی همسرم گفت داشتیم بانامزدم سُک سُک بازی میمردیم پلیسم گفت خیله خب بیابیرون فک کرپن داربم دزدی میکنیم جفتمنو بردن😤😤

این دنیا اگه جای خوبی واسه زندگی کردن بود (اسم قبرستوناش بهشت نبود)😏😔
واقعا میگی اخراج نشدی نمره انظباتت صفر نشد؟

نه دیگه سال آخر بودیم اما انظباطمو دادان ۱۵ البته نه فقط برا همین زیاد کرم میرختم

اما چیز خیلی بدی هم نیست که تو یه مدرسه جنین پیدا کرده بودن تو دستشویی حالا بیان ب رقص من گیر بدن؟ 

prove yourself to yourself not others
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز