لطفا همگی همت به خرج بدیم و کمی از این فشار بیایم بیرون
…………
دوم دبیرستان که بودم یه برنامه داشتیم تو سالن بعدش داشتیم برمیگشتیم سمت کلاسا که یهو رسیدم به کلاس یکی مونده به کلاسمون که یه اقا دبیرش بود و در کلاس هم باز که دوستم از پشت سرم داد زد فلانی پریودی ! منم مات وایسادم و به دبیر کلاس بغلی نگاه کردم و گفتم نه ! گفت پس چته اینجوری باز باز راه میری😂😂😂 یهو کلاسشون ترکید و من از دنیا ناامید همینجور به چشمای اقای دبیر خیره بودم 😢😢😢😢😢
تجربه هر دو نوع زایمان دارم هر سوالی داشتین در موردش میتونین ازم بپرسین.
ی بار رفتم مدرسه بعد صبحگاه فهمیدم یادم رفته کیفم بیارم😂😂😂😂😂
روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
من دبيرستان بوديم ديني داشتيم معلم امتحان گرفته بود داشت برگه ها رو تصحيح ميكرد دوستم نون قندي اورده بود داشتيم ميخورديم معلم صدام زد برم پيشش بعد دوستم از اونور داد زد زينب نون داري سق ميزني منم گفتم چي و ج ق ميزنم😥آب شدم
هميشه از خدا درخواست كنيد،شايد در طالعت نوشته باشد: روزي اش خواهم كرد،اگر بخواهد. 💜💜💜 (تو درخواست هاتون اگه دوست داشتين براي مشكل من يه صلوات ميفرستين؟🌷)وزن در ٢٥بهمن ماه٧٣كيلو😐هدف در ٢٥اسفند٧٠كيلو🙋🏼♀️هدف دوم در ٢٥فروردين ٦٧كيلو🙋🏼♀️هدف سوم در ٢٥ارديبهشت٦٥كيلو😍
کلا همیشه ی چیزی جا میزارم. مادرشوهرم میگه من نگرانم بچه رو جایی نزاری😂😂😂
روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
يه عصر بعد مدرسه خوابيده بودم ,يهو از خواب پريدم بدو لباس پوشيدم ,کيفم برداشتم رفتم تو کوچه ,يهو چشمم به ساعت خورد فهميدم که عصره ,خخخخ,آى بهم خنديدن بقيه که نگو ,اصن يه وضعى ,فک کرده بودم صبحه و من خواب موندم
مصريان باستان اعتقاد داشتند پس از مرگ تنها دو سوال ازآنها پرسيده ميشود:آيا شادى را يافتى؟؟؟؟؟؟.........آيا شادى را آفريدى؟؟؟