2777
2789
عنوان

بیاین بدوین بیاین از سوتی های دوران تحصیلتون بگید

| مشاهده متن کامل بحث + 926 بازدید | 96 پست
حال ندارم😣

منم.....

یاد این افتادم قبل زایمانم چه آشپزی و کدبانوگری می کردم چه کیکهایی....دسر....تزئین میوه....چه تزئینات غذایی.....الان فقط بپز بزور برسون سر سفره،تازه کمترین مقدار ظرفم مصرف میکنم که مجبورنشم بشورم😧😧😧😧😧😧😧

ای خداااااا😩😩😩😩😩

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

من راهنمایی بودم که زنگ تفریح بود توی حیاط بودیم یهو نمیدونم یکی بهم یه چیزی گف و زود رف توی سالن منم دنبالش دویدم با اخم ک برم حسابشو برسم بعد توی چارچوب در سالن شپلق خوردم زمین پخش زمین شدم جلو همه شرفم رف.😌

یه بارم جلو معلممون میخواستم بگم دکتره مقنعمو زد بالا اصلا نمیدونم چیشد یهو گفتم دکتره س ی ن م و زد بالا😐

توی دوران دبیرستانم معلم جغرافیم داشت ازم سوال میپرسید جوابش میشد لوح فشرده یهو گف میدونی لوح فشرده چیه گفتم اره ینی سی دی. بعد سرشو به نشونه تایید تکون داد کلاس ساکت بود اروم گفتم پ ن پ فقط خودت میدونستی مثلا خواستی ضایع کنی.

بعد فهمید😑

یکی نبود بمن بگه اخه گراز کنارش وایسادی نمیفهمه ب نظرت😂

💎𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓨𝓸𝓾𝓻𝓼𝓮𝓵𝓯💎

یه سال بعدش این اقا شدن دبیرمون بعد دوستم جزوه میخواستن به ایشون بدن منم همراش رفتم 

بعد چند روز دوستم گفت جزوه های رو نیوردین اقای دبیر گفتن نه دست خودت بوده بعدش گفت فلانی شاهده و حی و حاضر ! و بعدش پرسید من  جزوه ای گرفتم 

منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم : هم شما به رفیقم دادین هم رفیق به شما حالا این وسط چی دادین نمیدونم😂😂😂  بازم کلاس ترکید

الان که ازدواج کردم متوجه حرفم شدم

تجربه هر دو نوع زایمان دارم هر سوالی داشتین در موردش میتونین ازم بپرسین.   

یبار سره کلاس زبان بودیم راهنمایی. من خیلی با بغل دستیم حرف میزدم. دوست صمیمیم بود. خانوممون داشت گرامر درس میداد راجع ب پسوند و پیشوند و زمان حال آینده . منم مشغول حرف بودم و اصلا حواسم نبود. یهو گفت اسدی؟ گفتم بله خانوم. گفت بلند شو، بلند شدم گفت موضوع درس راجع ب چیه، منم ی نگاه ب کتابم و درس جدید کردم دیدم صندلی هست و دوچرخه و دوتا پسر، گفتم نحوه ی نشستن بر روی صندلی.اون عکسه ک تو کلاس دوم راهنمایی بود. یعنی کلاس رفت تو هوا. بخدا یادش میفتم خجالت میکشم. 😁😁😁😁

بچه بودم دبستان بودم معلم ورزشمون برا امتحان دراز نشست میگرفت دوستم داهامو نگه میداشت منم خیلی تلاش ...

😂😂😂😂 وای

تجربه هر دو نوع زایمان دارم هر سوالی داشتین در موردش میتونین ازم بپرسین.   

دوست صمیمی م سر کلاس زبان میخواست بگه خیلی بیشتر از بقیه حالیشه یه کلمه رو که روز قبلش از فیلم زبان اصلی شنیده بودیم‌یهو از استاد زبان پرسید

آقا masterbate یعنی چی

یهو دبیر رنگ باخت😑 گفت مطمئنی درست داری تلفظ میکنی

اینم بادی به غبعب انداخت و گفت بله اقا

دبیر گفت معنی جالبی نداره و پیچوند

اونشب وقتی معنی ش رو از اینور اونور فهمیدیم قیافه هامون دیدنی بود

از هفته بعد دبیر هی دور و برش میپلکید و فکر میکرد مشکل داره

ای خدا هنوز که هنوزه یادمون میاد میخندیم

دخترانم... رها ❤ و تو راهی💋
از روی کتاب مبخوندم گل حسن یوسف رو خوندم حَسَن یوسف😑😑😑😑😑ضایع هم نشدم ادامه دادم ب خوندن البته ک ...

ووووواي وووواي خدا نكشتت منم اوليش و مثل دوميه خوندم🤣

هميشه از خدا درخواست كنيد،شايد در طالعت نوشته باشد:         روزي اش خواهم كرد،اگر بخواهد.   💜💜💜                                            (تو درخواست هاتون اگه دوست داشتين براي مشكل من يه صلوات ميفرستين؟🌷)وزن در ٢٥بهمن ماه٧٣كيلو😐هدف در ٢٥اسفند٧٠كيلو🙋🏼‍♀️هدف دوم در ٢٥فروردين ٦٧كيلو🙋🏼‍♀️هدف سوم در ٢٥ارديبهشت٦٥كيلو😍
من دبيرستان بوديم ديني داشتيم معلم امتحان گرفته بود داشت برگه ها رو تصحيح ميكرد دوستم نون قندي اورده ...

😂😂 ای خاک عالم 

تجربه هر دو نوع زایمان دارم هر سوالی داشتین در موردش میتونین ازم بپرسین.   

من مدرسمون نزدیک بود دو سه بار با دمپایی صورتی تا وسط حیاط مدرسه میرفتم بعد میدوویم خونه کفشامو میپوشیدم 





یه بار گنبد   جسم گِرد و کُره ای شکل رو   خوندم گنبد جسم گِردو کَره ای  بعد هی پیش خودم میگفتم   چرا اینجوریه اخه گنبد که مال مسجده  این انگار شکلاته  چرا اینجوریه اخه

ناتانائیل ! تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود! در انتظارِ خدابودن؛ ناتانائیل یعنی باور نداشتن اینکه او هم اکنون حضوردارد...
يه عصر بعد مدرسه  خوابيده بودم ,يهو از خواب پريدم بدو لباس پوشيدم ,کيفم  برداشتم رفتم تو ک ...

واااای منم عصر از خواب بیدار شدم قشنگ و مجلسی  لباسام پوشیدم  مامانم داشت غذا درست میکرد گفتم بهش ازاین بریز تو ظرف برام تا ببرم گفت کجا😳 ؟گفتم مدرسه دیگه 😐صبونه هم ک درست نکردی 

یه دفعه زد زیر خنده 🤣🤣🤣🤣🤣خیلی حس ضایع شدن بهم دست داد ولی من بهش دست ندادم🙄😑

من کلاس اول بودم البته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792