2789

دوستان بگين من چي بايد جواب بدم به اين مادرشوهر بي ادب،

براي روز مادر اومديم خونه اش كادو آورديم من خودم كيك پختم براش. برگشته به من ميگه خيلي گروني شده و ...، من گفتم بله خيلي، ميگه خدا لعنت كنه سيد ها و جد و آباد سيدها رو،

دوستان من سيد هستم، روي سيد بودنم تعصبي ندارم اما هستم، و هربار مادر شوهرم حرف هاي زشت راجع به سيد ها ميزنه، چند وقت پيش برگشت گفت سيدها ديوونه ن، سيد ها گدا هستن، سيد ها بي رگ و ريشه هستن، سيد ها عرب ملخ خورن،  حالا هم كه اين جوري.

واقعا نميدونم چي بگم بهش.

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

میخواستی بگی اتفاقا رگ و ریشه ی سیدها معلومه کین خدا به داد بقیه برسه که معلوم نیست شاید از رگ و ریشه ی شمر و حرمله باشن

و قل ربّ اَنْزلني مُنْزلاً مبارکاً و اَنت خیرالْمُنزَلین🌸برای حاجتم صلوات بفرستین 🌹فدای دل مهربونتون 💖

اون نباید تو روتون بگه غرض داره ولی متاسفانه من یه سید میشناسم خودش خونه داره ماشین داره پدرزنش مستاجر صبحانه نهار شام اونجا مرد اه در بساط نداره خونه همه شام نهار میره کسیم دعوت نمیکنه

خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود شوی و ما رستگار❤خدایا امیدمو نا امید نکن 😢تیکر رسیدن به ارزوها😍نشد نشد که بیام بازم به دیدن تو‌‌‌‌‌‌نشدنفس بکشم نفس کشیدن تو روزای تار منه شبهای روشن تو 

چه ربطی به سیدای بنده خدا داره گرونی😐

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792