همه بحث میکنن ما م بحث میکنیم
مشکل این روزهای م پیروزی انقلابه یعنی رسما منو خل کرده
بچه ها من طرفدار نظامم اما همسرمبی طرفه کلا به هیچ چیز کار نداره از اول هم میدونست و میگفت شما اعتقاد خودت رو داشته باش خدایی کار هم نداشت اما الان چند وقته بخصوص بعد از این گرونیها داره منو دیوونه میکنه میگم بابا این اعتقاد منه تو که نمیتونی مغز منو دربیاری یا مگه من عامل این مشکلات شدم
از غروب که میاد تا اخر شب بحث میکنه این روزها که کلاس جبرانی هم میذاره صبح زود قبل از اینکه بره حالا من با دلیل باهاش صحبت میکنم که قانع بشه یا حداقل آروم بشه اما دریغ از تاثیر البته خودم هم خیلی آدم مطلعی نیستم اما مطالعم بیشتر بیشتر برنامه و صحبت دوطرف رو گوش میدم
من میگم بحث سیاسی نکنیم هم بچه ها میترسن هم اعصاب خودمون خورده میشه به خدا هیچی هم نمیگم اون هی گیر میده دیگه خسته شدم امروز رفته سر کار من خیلی خوشحالم رو اعصابم نیست