امشب خونه مادرشوهرمن بودم با دخترم. دخترم به هر چی دست میزد پدرشوهر میگفتن دست نزن اینم که بهش بگی دست نزن جیغ میزنه و گریه میکنه. یه دفعه دیدم دخترم داره جیغ میزنه پدر شوهرم سرش داد میزد جیغ نزن و لای دخترممحکم گرفته داره میکشه منم پاشم رفتم بگیرم تند تند بوسش میکرد دخترم به شدت گریه میگرد
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟گیرم که می کشید گیرم که می برید گیرم که می زنید با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟
آها اومدم به شوهرم گفتم بعد آون رفت بالا دادو بیداد که چرا سر دختر من داد زدی و زدیش. همینجور دعوا میکردمنم رفتم بالا دخترم بگیرم که نترسه مادر شوهرم آومده به من میگه پدر سگ تو این چند سال مگه من چی بهت گفتم که شوهرت آومده با من دعوا میکنه