من یه دختر یکسال و هشت ماهه دارم و یه دختر چهل روزه از بی خوابی و خستگی به زمین میچسبم با همسرم مشکلی ندارم از سرکار که میاد کمک میکنه البته فقط تو نگهداری بچه ها اونم هشت شب میرسه خونه تا اینجا مشکلی نیست اما مشکل از جایی شروع میشه که من و اون سر تربیت بچه. با هم بحث میکنیم و حالا حق با من یا اون رو کاری ندارم دیشب قهر کرده گفت من دیگه هیچ حرف نمیزنم تا اینجا هم له درک حرف نزنه اما مثل مهمون میاد سر شب هم میخوابه بچه ها رو به سختی میخوابونم خودم هم از خستگی خوابم نمیبره تا نیم ساعت پیش خانم کوچولو تو بغلم شیر ممیخورد دختر بزرگم هم روی پام در حال خواب رفتن بود آقا هم پشتشو کرد و خوابید راستش من آدم کینه ای هستم موقعی که احتیاج داره بد بی رحم میشم یه چیز بگین آروم بشم شاید اشتباه میکنم البته حس میکنم به اینکه بچه به من وابسته شده هم حسودی میکنه