ساعت 9ونیم شب از سرکار اومد باعجله لباساشو عوض کرد گفت یکی ازدوستام تصادف کرده با ماشینش چون گواهینامه نداره اسم من رو گفته حالا باید برم درستش کنم.وقتی هم داشت آماده میشد که بره پسرم (6ماهشه)خیلی گریه کردکه بغلش کنه ولی اهمیت نداد..تا ساعت 11دیدم نیمد بعد فهمیدم دروغ گفته بادوستاش رفته بودن باغ زنگ زدم بهش میگم مگه نمیبینی منو بچه ها از صبح تاحالا تنهاییم میگه خوب چیکارش کنم که تنهایین!گوشی رو بعدش خاموش کرد هرچه زنگ زدم تا یکساعت خاموش بود ...الانم که ساعت یک ونیمه هنوز نیمده جواب تماسامم نمیده..قبل از اینکه خاموش کنه بهش گفتم میرم خونه بابام گفت برو دیگه برنگرد😔.
یا خدا این دیگه چه مدلشه اصلا بگو چرا ازدواج کردی وقتی خانوادت برات مهم نیستن برو ولی چرا دروغ رفتی حالا چرا بی حرمتی
دختر قشنگم پسر پهلونم مامان عاشقانه دوستون داره ای کاش همیشه بچه بودید آخه هرچی بزرگتر بشین فاصله ما از هم بیشتر میشه من خستگی الان به جون میخرم فقط این روزا زود تموم نشن همیشه برقرار باشین منتظر یه نی نی باشین به زودی 😍💋
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
الهی ب حق فاطمه زهرا همه آرزوهاتون براورده بشه🙏🙏🙏 همه غصه هاتون به شادی 🙏🙏🙏🙏همه دردهاتون درمان🙏🙏🙏 همه قهرهام ب اشتی تبدیل بشه🙏🙏🙏 الهی امین الهی امین الهی امین❤
سلام . کاش میگفتی پدرت بش زنگ بزنه ، الانم بخواب وقتی اومد بحث نکن که خودت آرامشت به هم نخوره ، سرسنگینی بهتره تا بحث . شاید بعداز کارش رفته یا حساسیتت مجبورش کرده دروغ بگه