یه بنده خدایی از فامیلا و من خیلی صمیمی بودیم،ولی خیلی حسوده،منم نمیدونستم،هرچی میشد میگفتم بهش،خواستگار اومد گفتم بهش بهم خورد،کار بهش گفتم نشد،دیروز یه خرید رفتیم من یه خرید کوچولو کردم،ربع ساعت رفت تو فکر،بیست دقیقه بعدش گفت مبارکه،نمیدونم چیکار کنم،هر وقت میرفتم خونشون ماشینم خراب میشد،رابطمو باهاش خیلی کم کردم،فقط اتفاقی همو ببینیم ولی نحسیش نفرته،تو رو بخدا اگه دعایی چیزی هست بگین من واقعا اعتقاد ویدا کردم ب چشم،زندگی منو نابود کرد چشم و حسادت
Everything I want I have.Money, notoriety and rivieras.I even think I found God.In the flash bulbs of the pretty cameras.Pretty cameras, pretty cameras Am I glamorous? Tell me am I glamorous
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
اینو من جایی خوندم که چون شما فک می کنی این آدم منفی هست سطح انرژی این آدم پایین می یاد و اون اتفاقا می افته دیگه بهش فکر منفی نکن و رابطه نو باهاش قطع کن
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم