من عروس بزرگه هستم
شوهرم از اول با مادرش سرده و بیشتر بابایی هست ولی پسر دومی خیلی وابسته به مادرشه به شدت هااااا
مادرشوهرم اختلاف سنی چشمگیری با پدرشوهرم داره
از وقتی که پسر دومی بزرگ شده دیگه رسما اونو شوهر میدونه . پدرشوهرمو قابل نمیدونه فقط پولشو میگیره
برادرشوهرم الان داره ۴۰ ساله میشه و نمیذاره ازدواج کنه
همش باهاش میره پاساژگردی و ... جلوی ماشینش میشینه چون پدرشوهرم از اول رانندگی نکرده و ماشین نخریده
جدیدا داماد دار شدن هم خواهرشوهرم خوبه و هم داماد . اما مادرشوهرم همش توقع داره مثل اونا برن بگردن
باور کن یه وضعی شده من میترسم ... نمیتونم بعضی چیزل رو بگم ...