اونجا یه خانم بود که تو نظر اول خیلی سرد به نظرمیومد اون نوبتش زودتر بود و رفته بود و برگشته بود که گفت تراپیسته کارش خوب نیست و شماره بده اگه جایه بهتری پیداکردیم بهم معرفی کنیم گذشت خلاصه و یکم صمیمی تر که شد مشکلشو گف عاشق شوهرش بوده ولی شوهرش خیلی زود جوش بوده یه بچه 12ساله هم داشتن که روش خیای حساس بوده بارها زنه گفنه بوده کسی بهت چیزی گفت به خودم فقط بگو یه شب پسره میاد به باباش میگه فلانی زد تو گوشم مرده هم میره بیرون و دعوا میشه و مرده به قتل میرسه حالا زنه از بچش متنفرشده و هیچ جوره تمیتونه سمتش بره
یکم برام عجیب اومد
چند روز کاربریم دست خواهرم بود که تعلیق شده هنوزم گاهی میاد 🥰🍻
✓ من یه بیسکوئیتم که رفته ته لیوان چای🧋 ✓دارنده مدال ساقه طلایی از مسابقات بیسکویت شایسته سال ✓دارنده مدرک دکترای خامه شناسی از دانشگاه ویفر🧇✓برنده سه دوره مسابقات شنا در چای☕ ✓مدیر بخش مزه پرونی کارخونه شکرستان🌝
میدونه انقدر خودکنترلی نداره، که امن نمیدونه برای گفتن عادی ترین چیز
باز برای همون آدم حامله میشه..
و همچنان زندگیش رو ادامه میده..
ای نرهای چسونه واویلای سایت، که هنوز که هنوزه دارین دنبال پدرتون میگردین..پدر من اونقدرها هم بنده نواز نبوده که مادر شما رو....ولی باشه:)اگر بی پدری داره فشار میاره بهتون، منم جای خواهر شما:)چون من مامان زیاد دارم:)پس داداشی، انقدر درخواست نده😘