خوشحال شدم در مورد خودتون در مورد تحصیل روانشناسی و آشنایی با هیپنوتیزم فرمودید.
من از این به بعد در حضور شما درس پس میدم.
پس لطفا به عنوان ارائه یه کنفرانس یا پایان نامه به مطالب من نگاه کنید و بخونید.
دوست خوبم،
اگر گویی که بتوانم، قدم درنه که بتوانی
اگر گویی که نتوانم، برو بنشین که نتوانی
دنیا سفارش شما رو براتون میاره. چی دوست دارید؟ غول چراغ جادو میگه فرمانبردارم سرورم
واقعا اگه کلمه ای به عنوان جدایی نبود الان چیکار می کردید؟ چطور فکر می کردید؟ چطور رفتار می کردید؟
و در نقطه ی مقابل، اگه کلمه ای با عنوان سازش وجود نداشت چی؟
حالا فرض کنید دو کلمه ی جدایی و سازش رو بریزید توی یه مخلوط کن و کاملا بهم بزنید. به نظرتون محصول جدید چیه؟ براش چه اسمی میبذارید؟
اسمی براش انتخاب کنید و دیگه اون رو بکار ببرید.
فرض کنید من شیر رو به تنهایی دوست ندارم.
موز رو هم به تنهایی دوست ندارم.
و چیزی به اسم شیر موز تا حالا ندیدم و نشنیدم و نخوردم.
شما یک روز بدون اینکه به من بگید، من رو به یک لیوان که توش یه چیزی هست دعوت می کنید.
من می پرسم اسمش چیه؟
شما می فرمایید اسمش " یه چیزی" هستش.
من با اطمینان و اعتماد به شما می خورم.
با اینکه نمیدونم چیه ولی خیلی خوشم میاد و بازم درخواست می کنم.
مدتی میگذاره. بارها و بارها شما من رو به این نوشیدنی خوشمزه دعوت کردید و من با اشتیاق فراوان خوردم و لذت بردم.
بالاخره بعد روزها که شما احساس کردید دیگه با اون نوشیدنی کاملا سازگار شدم، میفرمایید:
این ترکیب دو چیزی هستش که تو اصلا دوست نداشتی!!!
شیر و موز
حالا من از شما خواهش می کنم بیاید و ترکیب یه چیزی من رو میل بفرمایید.
ترکیبی از سازش و جدایی
اسمش همون یه چیزی هستش.
من درصد حجم انتخابی از هر کدوم رو به اختیار شما میذارم.
ملس دوست دارید؟ 50% سازش 50% جدایی
ترش دوست دارید؟ 80 % جدایی 20% سازش
شیرین دوست دارید؟ 20% جدایی و 80%سازش
آیا دعوتم رو قبول می کنید؟
با احترام به استاد بزرگوار