آدم ایده آل و کمالگراست
مهندس ارشده و مغازه داره واسه خودش و ماشین و خونه داره
ولی بخاطر سالها درگیر جادو بودن نمیتونه به کسی اعتماد کنه و از ازدواج و بچه دار شدن بدش میاد
میگه خانما از لحاظ اخلاقی و رفتاری خوب نیستن و دنبال منفعت خودشونن بخاطر همین ازدواج میکنن (یا دنبال اینن مردم نگن مجرد مونده و دنبال حرف دیگرانن یا نمیخوان خودشون تلاش کنن به خواسته هاشون برسن)
چون از نزدیکانش ضربه خورده نمیتونه دیگه به کسی اعتماد کنه
میگه اینا دیدن من چقدر تلاش می کنم با من اینکارو کردن دختر مردم میخواد قدر منو بدونه؟!!!اونم الان که دخترا فقط واسه پول ازدواج می کنن و اهل زندگی نیستن و اکثرا خیانت میکنن و آرامش ندارن
برادرم چهره ی خوبی داره و به چشم میاد
زودم چشم و نظر میخوره
عاقله هااااا ولی نمیتونه اینکارو فراموش کنه نمیدونم چرا
میدونم که بهش ضربه میزنه و خدا از این کار بدش میاد و مشکلات قرین و هاله براش پیش میاد....