2821
2789

هر جرعه نگاهت به تمنا چو بنوشم

یک مصرع چشمت به دو عالم نفروشم


از پنجه ی جادوی شبی سرد چکیدی

تا جامه ی شب بوی حریر تو بپوشم


در طالع خورشید همان صبح امیدی

در جنگل رویای تو چون خانه بدوشم


در خوشه ی پروین، تو همان نقطه ی نوری

بر پولک مهتاب چنین فخر فروشم


احساس تو چون صاعقه ای زد به وجودم

هر واژه ی نامت شده آویزه ی گوشم


تلفیق نگاهت به نگاهم شده محشر

یک لحظه کنارت ز جهان چشم بپوشم



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

آشوبِ جَهان و جَنگ دُنیا به کِنار
بُحرانِ نَدیدَنِ تو را مَن چه کُنَم؟

سلطان قلبم ❤️

من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

چای دم كن با محبت ميهمانت ميشومै

من همان قند دو پهلوی لبانت ميشومै



در دل تنگم عجب جا كرده ای جانان منै

گر بخواهی در دل تنگ تو جانت ميشومै


يك اشاره از تو بنيادِ دلم را ميكٓندै

گر تو خواهی بهتر از جان جهانت ميشومै


ناز كم كن من كه گفتم ميخرم ناز تو راै

آنقدر ميخواهمت آهو،شبانت ميشومै


شب شدی تو ماهتابم،روز خورشيد منیै

مهربانی ديدم از تو،مهربانت ميشومै


چشمهٔ عشقی كه ميجوشی درون سينه امै

حكم دريايیّ و من آب روانت ميشومै


گفته بودی دوست داری يك نفر مهمان كنیै

چای دم كن با محبت ميهمانت ميشوم..



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

این اواخر احساس میکردم تمایلِ بیشتری دارم به اینکه او را در آغوش بکشم و حتی همانجا بمیرم🫠❤️🩹:)!



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

یک نفر را دوست دارم، شعر میگویم برایش

آمده در زیر شعر من نوشته: عاشقین؟!


این همه از دردهایم گفته ام باز آمده

مینویسد: خوش به حال دلبر تو! آفرین!


من کہ شاعر نیستم تا عاشق شعرم شوی

من فقط یک عاشقم بگذار تا شعرم شوی


با من از ماندن بگو رفتن تباهم می کند

خوب میدانی غمت خانه خرابم می کند


من به لبخند دو چشمان تو عادت کرده ام

ترک عادت هم که می دانی چه کارم میکند؟!


قدر یک دم دست هایت را زدستانم مگیر

فکر یک دم بی تو، بر مردن مجابم می کند


ناگهان از پشت ديوارِ خيالم رد شدی

شاه قلبِ شاعرِ ديوانه ی مرتد شدی


ردّ پايت را گرفتم تا لبِ دريای عشق

ناگهان در قلبم آن حسّی که می بايد شدی


آمدم سوی تو با گامی بلند و پرشتاب

رفتی و همبازی زيبایِ جزر و مد شدی


ساده از اين حس پاک من گذشتی بی مرام

من نميدانم چرا با ديدنِ من بد شدی


رد شدی بی اعتنا از پشت آن ديوارِ وَهم

تو خودت ما بين احساس من و تو سد شدی


ياد آن تصوير زيبای تو در ذهن من است

علت احساسِ مجنون بودنِ ممتد شدی


تازه فهميدم که از اين عاشقی بی بهره ام

تو همان شانسی که در بختم نمی افتَد شدی.



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

اولین صفحه ی کتاب برایش نوشتم:

بیا تا لا به لای صفحات این کتاب یکدیگر را ببوسیم

نگران آبرو هم نباش

اینجا کسی کتاب نمی خواند:)🫠🙂



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

پادشاه قلب من امشب برایم ناز کن❤️

ساز دلتنگی مزن آغوش خود را باز کن


من نمیدانم چه شد گشتی تمام هستیم💜

بال بگشا امشبی را سوی من پرواز کن


شعر لالایی بخوان در گوش من ای یااار❤️

با صدای دلنشینت بر دلم اعجاز کن


آمدی خوش آمدی مهمان به قلب خسته ام💜

اه ای پادشاه قلبم این عشق را احساس کن


مثل مرغ بیکسی کنج قفس کز کرده ام❤️

رحم کن امشب بیا قفل قفس را باز کن


همنفس شو با نفس هایم زمن کن دلبری💜

بوسه ای بر چین و این حال مرا پُر رازکن


گرچه من سنگ صبور و شاعری دل خسته ام

عشق را با شعر های من بیا دمساز کن...♥


من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز