☆مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی.
☆هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت
عمری که حرامت شد ای عشق حلالت
یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل
این بار اگر اصرار کنی وای به حالت.
☆جز وصل تو دل به هرچه بستم توبه
بی یاد تو هرجا که نشستم توبه
در حضرت تو توبه شکستم صدبار
زین توبه که صدبار شکستم توبه.
☆دنیا غزلی داشت به کوتاهی یک عمر
دلگیرترین مصرع آن زیستنم بود.
☆تا که میرنجم انگ زود رنجی میزنند
زود رنجاندن روا و زود رنجیدن خطاست.
☆یک تن نیافتیم که فهمد زبان ما
همشهری اند مردم و ما در میان غریب.
☆رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ما بود دل آرام جهان شد.
☆میسپارم کشور دل را به دستانت ولی
خواهشا مانند مسئولان ایرانی نباش.
☆در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.
☆عمری سپری شد نشدم شاد ولی
لقب شادروان بعد وفاتم بدهند.