2821
2789

🕊❤️🕊❤️

"در تمنـاے نگاهـت بیقـرارے مے ڪنم"

لحظـہ ها را عاشقانہ، سرشمارے میڪنم

🕊❤️🕊❤️

مثـلِ آن ماهِ قشنـگے بـر شبستانِ دلم

باتو مَهرو تا سحر شب زندهدارے میڪنم

🕊❤️🕊❤️

گر چه در اوجِ زمستانم، ولے محبوبِ دل

با تـو احساسِ قشنگِ، نوبهـارے میڪنم

🕊❤️🕊❤️

رفتـے و آتـش زد هجـرانـت بـہ دل

تا سحرگاهان بـرایت، غمگسارے میڪنم

🕊❤️🕊❤️

بے تـو شـب میخـانـہ شد مأواے من

از غمِ هجـرِ تـو زیبـا، میگسارے مے ڪنم

🕊❤️🕊❤️

مثلِ یڪ رویای زیبا درشب و خواب منی

بهرِ دیدارت بہ شب ها بے قرارے میڪنم

🕊❤️🕊❤️



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

.

خیس بارانم ولی , چیزی نمیخواهد دلم

سردو لرزانم ولی , چیزی نمیخواهد دلم


سقفِ دل محکم شده امن است جایِ یادِ تو

سخت ویرانم ولی, چیزی نمیخواهد دلم


سربه سر هر لحظه هرجا جایِ پایِ خاطرات

درد بر جانم ولی, چیزی نمیخواهد دلم


هرقدم ، بن بست گویا راه من را بسته است

زنده میمانم ولی , چیزی نمیخواهد دلم


بغض دارم در گلو ، حسرت به دل ماندم ببین

شعر میخوانم ولی , چیزی نمیخواهد دلم


گرچه تن زخمی تر از ابر بهارانم کنون

مثلِ طوفانم ولی , چیزی نمیخواهد دلم


خسته ام هر استخوانم لایِ زخمی کهنه است

سخت گریانم ولی , چیزی نمیخواهد دلم



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دوست دارم ساعتی با چشم تو خلوت کنم

در کنارت جا بگـــــــیرم با لبت صحبت کنم


محو رویت، روبرویت، دوست دارم، ماه من!

از دل بیتاب خود پیش دلت غیبت کنم


چون تو یک دل، یار همدل، کی؟ کجا پیدا شود؟

دوست دارم با دلِ یک رنگ تو بیعت کنم!!


قلب من هر لحظه با شوق تو نبضش می¬زند

بی حضور تو چرا با زندگی وصلت کنم؟


بوی اندوه مرا در چشم غمگینم ببین

از من ای آرام جان! هرگز مخواه ترکت کنم


بزم عشقی چیدهام در قلب مجروحم، تو را

با تمام عاشقی در بزم خود دعـــــــــوت کنم


جان مــــــــــــــــن مملو از تکرار یادت دم به دم

این محال است من به دوری از غمت عادت کنم❤️🌹



من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

تو باشی و من و گیلان و جنگل

سه تار و نغمه ی مرغان و جنگل

دلم یک کلبه می خواهد، کمی شعر

اجاق و کتری و باران و جنگل

من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

گل های جهانم بو کنم بوی تونیست

صد شهر به شهر گشتم و مانند تو نیست 🥹

سه روز تعلیق بودم😅 این🌵همون عشق توعه برای خودم لباسش کردم و حالا تقدیمش میکنم به خودت 🪡یاد نی نی سایت محله قدیم کوچه دیوونه ها بخیر

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنم

ناگهان میبارم و آهسته غوغا میکنم


می نشینم گوشه ای می گریم از دلتنگی ات

دامنم را از غم دوریت دریا می کنم


می نویسی "حال تو خوبَست جانا بهتری؟"

من "تو را می خواهمت دیوانه"معنا میکنم


حاضرم هر رنجشی از سمت تو باشد ولی

تو بمان! من با بدی های تو هم تا می کنم


دوستت دارم اگر گاهی تو را رنجانده ام

عاشقت هستم اگر هی با تو دعوا می کنم


آنقَدَر می خواهمت معشوقه ی احساسی ام

چهره ی این زندگی را با تو زیبا می کنم


عاشقم حتی نباشی من خیالم راحت است

عاقبت مهر خودم را در دلت جا میکنم


♥️

من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

یک نفر هست که لب وا بکند
میمیرم
خنده ی معجزه آسا بکند
میمیرم...
درکنارش به خدا حس عجیبی دارم
بوسه موکول به فردا بکند
میمیرم...


من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منی

گفتے ڪنارم هستے وهموارہ در جان منی


گفتم نمانـدہ در دلم شورے دگر از عاشقی

گفتے اگر لیلے شوم،مجنون و حیران منی


گفتم مرا بـا بوسہ اے از عشق مهمانم نما

گفتے همیشہ یڪ بغل از بوسہ مهمان منی


گفتم ڪـہ دیگر بعد تو نورے ندارد محفلم

گفتے ڪہ شمع روشن هر جمع پنهان منی


گفتم بمان با رفتنت مشڪن تو پیوند مرا

گفتے ڪہ درعشق وجنون هم عهد و پیمان منی


گفتم ڪہ عڪست ماندہ در چشمان خیسم تا ابد

گفتے ڪہ هرشب تا سحر در اشڪ چشمان منی


گفتم برایت یڪ غـزل شاید غزل خوانم شوی

گفتے ڪہ خود درشاعرے تڪ بیت دیوان منی


من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

نخواهم رفتن از دنیا مگر در پای دیوارت

که تا در وقتِ جان دادن سرم بر آستان باشد


گر از رای تو برگردم، بخیل و ناجوانمردم

روان از من تمنّا کن که فرمانت روان باشد


به دریای غمت غرقم، گریزان از همه خلقم

گریزد دشمن از دشمن که تیرش در کمان باشد


خلایق در تو حیرانند و جای حیرت است الحق

که مَه را بر زمین بینند و مَه بر آسمان باشد


میانت را و مویت را اگر صد ره بپیمایی

میانت کمتر از موییّ و مویت تا میان باشد

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد؟ نفس بیتو مگر نای دمیدن دارد علت کوری یعقوب نبی معلوم است شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...

گویند که گر می بخوری عرش بلرزد

عرشی که به یک باده بلرزد به چه ارزد؟!

در خانه ما زیر زمینی است که در آن

یک خُم بخوری خشتی از آن نیز نلرزد


#خیام

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد؟ نفس بیتو مگر نای دمیدن دارد علت کوری یعقوب نبی معلوم است شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...

نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت

دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت🫀

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد؟ نفس بیتو مگر نای دمیدن دارد علت کوری یعقوب نبی معلوم است شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...

مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیست

هفت قرن است درین مصر فراوانی نیست

به زلیخا بنویسید نیاید بازار

این سفر یوسف این قافله کنعانی نیست

حال این ماهی افتاده به این برکه ی خشک

حال حبسیهنویسیست که زندانی نیست...

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد؟ نفس بیتو مگر نای دمیدن دارد علت کوری یعقوب نبی معلوم است شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...

من دير فهميدم كه با اقرار بر عشق

با دست خود از دوست، دشمن ميتراشي

بيني و بين الله شب ها خواب داري؟

اصلا ولش كن ...لعنتي! خوشبخت باشي

گاهی آدم ترجيح ميدهد دركش كنند تا اينكه دوستش بدارند

گفتی که مسلمانم و ماه رمضان ست ..

بوسی بده افطار کنم ... وقت اذان است


در وصف تو بانوی تغزل چه بگویم؟

چیزی که عیان ست چه حاجت به بیان ست؟


هم قامت سرو از قد رعنات خمیده

هم در طلبت غنچه چنین جامه دران ست ...


پرسید :چه حالست دلت از لب و چشمم ؟

هم زنده به این ست ... و هم کشته از آن ست ...


ما زخمی زلفیم، به ابروی تو سوگند

این قائله را خاتمه با تیر و کمان ست ...


ای حادثه در حادثه ،ای زلزله ای عشق ...

هر جا خبری هست تو پایت به میان ست ...


هر شب دو برابر شده دیوانگی من

این شیوه ی عشق ست ...شبیه سرطان ست


برخاستی و رفتی و در پشت سر تو ...

انگار نه انگار ... نگاهی نگران ست ...




من:ارتباط برقرار کردن تو جامعه ک کاری نداره....راننده اسنپ:قابل نداشت.....همچنان من:سلام برسونید🥴🤧

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز