سلام آبجی، گوش کن:
اینکه داره جو رو احساسی می کنه که شما حتما مهریه رو کم کنی:
اولا که تفاهم یعنی فهم کردن همدیگه و این ربطی به زیاده خواهی و نادیده گرفتن حق خانم (مهریه) نداره. اگه مهریه رو معقول و متعارف گفتید (یعنی هزار سکه نباشه) باید قبول کنه.
اینکه شما با مهریه کم راضی هستی نشون میده واقعا می خوای زندگی کنی و این خیلی خوبه، ولی با اهلش، برای کسی از حق خودت بگذر که ریگی توی کفشش نباشه. مواردی هستن که مرد مهریه معقول و متعارف رو قبول می کنه و همون اوایل خانم مهریه رو می بخشه. اینطوری وفاداری و اعتمادشون رو به هم ثابت می کنن. ولی در مورد کیس شما اینطوری نیست متاسفانه.
مورد دوم اینکه اگه مردی اصرار داشته باشه که مهریه کم باشه داره به این فکر می کنه که اگه خواستم طلاقش بدم...
و این یعنی اینکه "خوبه که شما کنارم باشی" ولی "نشد هم نشد!"
آخرین نفری که می شناسم چنین حرفی زد رفت ازدواج سفید کرد تا مسولیت قبول نکنه.
و اینکه از شما می خواد ارتباط با خانواده رو محدود کنی:
این یکی فاجعه ست، اینترنت وصل شد کانال دکتر امیر مهرداد خسروی رو توی یوتیوب بررسی کن دراینباره صحبت های تامل برانگیزی داره، حتما ببین. در واقع یک همسر شایسته کمک می کنه که ارتباط خوبی با خانواده برقرار بشه، و این درخواست بقول روانشناس ها "خط قرمز" هست. چرا که ازدواج پیوند دو فرد نیست، پیوند دو خانواده و فرهنگه، از کسی که چنین درخواستی می کنه یک همسفر و مرد زندگی در نمیاد. توی زندگی، خانواده ها باید پشت فرزندانشون باشن، مراقبشون باشن، راهنمایی شون کنن، اگه همسر فرزندشون داشت دست از پا خطا می کرد با نیت خیر وارد عمل بشن و نگذارن که کار از کار بگذره.
یعنی چی که چنین درخواستی کرده؟ اصلا در جایگاهی نیست که بخواد چنین صحبتی بکنه. خانواده یک عمر برات زحمت کشیدن، اینکه ازت بخواد زحماتشون رو نادیده بگیری یعنی این فرد شخصی هست که قدر نشناس و خودخواهه، و چنین کسی هر چقدر هم براش زحمت بکشی آخرش نیشت میزنه. شخصا کسی که چنین حرفی بزنه رو شخصی کمدرایت، موزی و خودخواه می دونم که قرار نیست صد خودش رو توی رابطه بگذاره...
اینکه مادرش گفته سابقه مواد مخدر هم داشته:
بنظر مادرش انسان خوبیه، با این حال داره این حس رو میده که ممکنه دوباره برگرده... (یا شاید هم هنوزم معتاده)
مورد دیگه اینکه چنین کسی توانایی "نه" گفتن در شرایط حساس رو نداشته و رفته معتاد شده و باز اعتماد به چنین شخصی نیاز به فکر داره. البته اگه ترک کرده باشه و آزمایش اعتیادش منفی باشه باز خوبه، ولی ناتوانی در "نه" گفتن یا اینکه نتونسته کار درست رو تشخیص بده جای تامل داره، همینطور که اگه واقعا ترک کرده باشه (بخاطر اراده ش) جای تحسین داره.
اینکه وضعش خوبه:
بقول پروین اعتصامی: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست...
شرافت انسان به شخصیت، عقل، صداقت، امانت داری، ایمان، جوانمردی، ادب، ... هست. پول همیشه میاد و میره. بله باید یه حداقلی از پول وجود داشته باشه که زندگی بگذره چرا که هستن طلاق هایی که بخاطر مشکل مالی اتفاق افتادن، ولی پول در کنار اون ویژگی های شخصیتی هست که خوشبختی میاره، و اون ویژگی ها ارزش خیلی بالاتری دارن.
مورد بعدی اینکه لباس های مارک می پوشه:
لباس باید مناسب و آراسته باشه چراکه نشانگر شخصیت فرد هست، ولی اینکه پول زیادی بدی که صرفا باهاش کلاس بگذاری نشون از:
1. حس حقارت درونی شخص هست که می خواد اینطوری جبرانش کنه.
2. یا نداشتن بلوغ فکری/همدردی که این پول برای چی باید صرف چیزی بشه که صاحب شرکت لباس رو ثروتمندتر کنه درحالی که خیلی ها نیازمند نون شبشون هستن؟؟! اون هم برای لباسی که همون الیاف باکیفیت، جاهای دیگه با قیمت منطقی دارن ارائه می شن؟ باز هم همون نوع طرز فکر غلطی که باعث شد بره معتاد بشه...