2821
2789
عنوان

بچه بودین از چه فیلم یا کارتونی میترسیدین❓

| مشاهده متن کامل بحث + 520 بازدید | 31 پست

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

نمیترسیدم ولی از شخصیت آذیتا حاجیان تو دزد عروسک ها متنفر بودم

من هم. و کلا از اون فیلم بدریخت بی مزه -_

تنها نکته جالبش اینه که بچه ها شروین نجفیان و مهراوه شریفی نیا ن.

کلا دزد عروسک ها خیلی بد بود گریم ها زشت تو خارج خوشگل میکنن بچه ها خوششون بیاد نمیدونم رو بچه ها ای ...

دقیییقا - _-

خیلی بدسلیقه ساخته شده بود. داستانش هم بی نمک بود.

من عاشق توشیشان بودم 😍😍کاش کارتونشو به بار دیگه پخش کنه اما بشدت از هاچ زنبور عسل و نل متنفررررر ب ...

روی نت هست، میشه دانلود کرد و تجدید خاطره :")

نل و هاچ بیخود و بی جهت غمناک بودن. : ( یه کارتونی بود از اینا هم بدتر بود. یه پسربچه که مادرش مرده و با یه راکون آشنا میشه. چی بود اسمش؟

روی نت هست، میشه دانلود کرد و تجدید خاطره :") نل و هاچ بیخود و بی جهت غمناک بودن. : ( یه کارتونی بو ...

من به شخصیت راکونه میشناختم رامکال ..اون خیلی بهتر بود .این دوتا که گفتم اون آهنگ اولش بشدتت ترسناک بود

.آهای با تو حرومزاده م که نمیبینی و نمیخوای ببینی که نوشتم متاهل .من فقطط تو رو یه حرومزاده میدونم ..به شناسنامه ت قناعت نکن برو یه تست دی آن ای بده تا بفهمی که واقعا یه حرومزاده ای .و بابات اونی نیست که اسمش تو شناسنامته 🤣🤣😂😂😏😏اونی که حلال زاده ناموس میدونه چیه ..اما تو حالیت نیست ناموس چیه .چون تو خانواده تون بی ناموسی موج میزنه و عادیه .... من برای آنها کسی بودم که برای خود آرزو داشتم💔💔. عادلانه نیست بی تو سر کنم ؛بی هوای تو

من به شخصیت راکونه میشناختم رامکال ..اون خیلی بهتر بود .این دوتا که گفتم اون آهنگ اولش بشدتت ترسناک ...

رامکال. خودشه. مرسی. آهنگایی که اول انیمیشنا پخش می کردن دست کمی از دلگیری غروب جمعه نداشت - _

یه کلیپی هم بود "باز هم مرغ سحر." اوجش بود دیگه. غم دنیا رو سر آدم هوار میشد

اره هم غمگین بود هم اینکه میدونستم همشون مردن میترسیدم

اونا از زنده ها خوشبخت تر بودن. :")

به خصوص اسکلتا.

و اون جایی که آقای مِیهیوی پیر از شر سرفه هاش خلاص شد و به دیدن ویکتور رفت حس خوبی داشت. مثل این که دوستی رو توی شهر غریب ببینی.

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز