من کلا ادمی نیستم خیلی احساساتی بشم و گریه کنم و اینا، درحدی که ناخواسته لبخند بزنم واکنش نشون میدم. مثلا بابای بچه هم یه اشکی تو چشماش جمع میشه ولی من هیچی:((( بنظرتون خیلی بده؟ میدونم این حسم بخاطر بالا پایین شدن هورمونه ولی حس میکنم مادر بد و بی احساسی ام
تقریبا هر چیزی که به تو میگم رو در واقع دارم به خودم هم میگم.
منم حسی نداشتم به صدای ضربان قلب بچه. همه که شبیه هم نیستن عزیزم. مامان بابای من اون زمان بط بزرگ بردن پیش ماما صدا ضربان قلب منو ضبط کردن ذوقای ادما با هم فرق داره
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
نه عزیزم مادر بدی نیستی. منم همینم. نه زیاد خوشحالی رو تجربه میکنم نه زیاد غم رو. وقتی کسی میمیره مثل بقیه گریه نمیکنم. ویژگی های شخصیتیمونه برای نوع تربیت و تجربه زیستیمون. مادر بدی هم نیستم اصلا
🧸از اون عروسک بچگی هات که همیشه ترس گم شدنش رو داشتی چه خبر؟📰از اون روزنامه دیواری دوران مدرسه که به خاطرش با دوستت دعوات شد چه خبر؟ 📝از اون امتحان ریاضی که شب قبلش از استرسش خوابت نمیبرد و دستات میلرزید چه خبر؟ 🧪از اون نمره امتحان علوم که به خاطرش گریه کردی چه خبر؟👐 از خودت چه خبر؟ اونا همه تموم شدن و خاطراتشون هم تا وقتی این متنو نخوندی یادت نیومد.بیشتر حواست به خودت باشه❤️ خیلی دلم میخواست همیشه بگم به قول فلان استادمون که فلان حرفو میزد،ولی متاسفانه چنان حافظه ضعیفی دارم که نه حرفشون یادم میاد نه فامیلیشون. حرفای قشنگی میزدن،خودتون پند بگیرید🤣🤣