من کلا ادمی نیستم خیلی احساساتی بشم و گریه کنم و اینا، درحدی که ناخواسته لبخند بزنم واکنش نشون میدم. مثلا بابای بچه هم یه اشکی تو چشماش جمع میشه ولی من هیچی:((( بنظرتون خیلی بده؟ میدونم این حسم بخاطر بالا پایین شدن هورمونه ولی حس میکنم مادر بد و بی احساسی ام
تقریبا هر چیزی که به تو میگم رو در واقع دارم به خودم هم میگم.
منم حسی نداشتم به صدای ضربان قلب بچه. همه که شبیه هم نیستن عزیزم. مامان بابای من اون زمان بط بزرگ بردن پیش ماما صدا ضربان قلب منو ضبط کردن ذوقای ادما با هم فرق داره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه عزیزم مادر بدی نیستی. منم همینم. نه زیاد خوشحالی رو تجربه میکنم نه زیاد غم رو. وقتی کسی میمیره مثل بقیه گریه نمیکنم. ویژگی های شخصیتیمونه برای نوع تربیت و تجربه زیستیمون. مادر بدی هم نیستم اصلا
🧸از اون عروسک بچگی هات که همیشه ترس گم شدنش رو داشتی چه خبر؟📰از اون روزنامه دیواری دوران مدرسه که به خاطرش با دوستت دعوات شد چه خبر؟ 📝از اون امتحان ریاضی که شب قبلش از استرسش خوابت نمیبرد و دستات میلرزید چه خبر؟ 🧪از اون نمره امتحان علوم که به خاطرش گریه کردی چه خبر؟👐 از خودت چه خبر؟ اونا همه تموم شدن و خاطراتشون هم تا وقتی این متنو نخوندی یادت نیومد.بیشتر حواست به خودت باشه❤️ خیلی دلم میخواست همیشه بگم به قول فلان استادمون که فلان حرفو میزد،ولی متاسفانه چنان حافظه ضعیفی دارم که نه حرفشون یادم میاد نه فامیلیشون. حرفای قشنگی میزدن،خودتون پند بگیرید🤣🤣