بین دوستاتون، اطرافیانتون داشتید؟ مامانم امیدواره که منم ازدواج کنم، گفتم مامان پرونده ی من دیگه بسته شد. دوستام ۲۶، ۲۷ سالشونه خواستگار دارن، با معرف. ولی من نه اصلا
با اینکه نماز و اینا میخونم, چادری نیستم، دیگه به سرم زده دوس پسر بگیرم، ولی همون لحظه ی اول شروع میکنن به تعریف از زیبایی و اینا، منم بهم بر میخوره، میدونم دنبال چیه...چیکار کنم؟ واقعا تنهایی اذیتم میکنه، احساس میکنم شوق و ذوقی ندارم، نمیدونم خدا چرا منو آفرید و صدامو هم نشنید
آقایون توی تاپیک های من حق هیچگونه اظهار نظری ندارن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.