منم خیلی گذشته بود و موقعیت ازدواج نصیبم نشه بود. دارم میگم اعتقاد به حذبم ضعیف بود و اینکار صرفا برای تخلیه ذهنم بود
من فقط یادمه بجای طلب شوهر دیگه راحب خودم خواسته مینوشتم
ی سری خصوصیت توی خودم به عنوان خواسته نوشتم که باعث حذب پسر بشه
مثلا میگم
گفتم دوست دارم زیبایی صورتم زبان زد همه اطرافیان باشه
وزنم اینقدر باشه و تناسب اندامم حفظ شه
اینقدر زبان شیرینی پیدا کنم که همه دوست داشته باشن باهام حرف بزنن
اینارو به عنوان خواسته نوشتم. حقیقتا همشون هم برای این بود که ایتقدر عالی شم که راحت دل پسر مردم رو ببرم ولی چون از ازدواج ناامید بودم و میترسیدم بهش نرسم بیان نمیکردم توی دفترم.
و اتفاقا قبل ازدواج برای خیلی هاشونم تلاش کردم
فن بیان یاد گرفتم ، روی زیبایی ظاهرم کار کردم و ..ازدواج خودش بعد این خواسته ها اومد
بنظز موقع نوشتن ارزو ضرب العجل درست نکن که حس ناامیدیت به خودت و زندگیت بیشتر شه . یه ارزوی باز بنویس که کنا. تلاش تو معنی بده نه صرفا معجزه