2789
عنوان

ینی من باید سفره مادرشوهرمو جمع میکردم آیا

| مشاهده متن کامل بحث + 181673 بازدید | 313 پست
چه خوبه قوی و مقتدری. ولی دعپا و مشاجره نمیشه؟ و اینکه فاصله نمیوفته بینتون ؟؟؟

نه نمیشه

ولی خب اگه دعوا بشه چی میشه ؟

دعوای زناشویی برد و باخت نداره

باخت - باخته

اگه همسرم دلش میخواد ببازه بسم الله 😬

شاید اون دعوا رو شروع کنه ، اما اونی که صلاح میدونه دعوا تموم شه یا نشه منم ! 😉


مثل لبخند سپیده . مثل شب گریه ی عاشق 🩷☁️🍃🩵من پر از معجزه ی شهریورم 🩵مامان یه عالمه هاپو و پیشی و جوجو و خلگوش و عاشق محیط زیست و بس 🐾پروفایل موقت.تا پروفایل اصلی از تعلیق سیاه در بیاد 🫩

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

عزیزم تو فوقالعاده بنظرم ساده بودی و بخاطر سادگیت به دیگران اجازه میدادی ازت سواستفاده کنن اصلا لازم ...

ببین من مخربونی و کمکامو گذاشتم پای خوبی ولی حق با توعه ، تا آرنج تو مواد کباب بودم یادم میوفته دستام زرد شد بعد تازه بهم دستکش دادن جیگرم خون میشه . جالبه برادرشوهره وعده داده بود ولی خودش برا شام اومد ، جاریه که اونطوری . مادر جاریه آخر سر اومد بعد اینکه من همه کارارو کردم اخرای سرخ کردن خودشو خوب کرد که اره اومدم کمک ...

سمی بودن خواهر ، خود زهر بودن . مادرشوهره زنگ رو زنگ ول نمیکرد که فلانی بیاد به فلاتی ( جاریه ) کمک کنه شام بپزن ... اه

هداروشکررر رها شدم .

جالبه میدونستن من پدرم نمیزاره اصلا مادرم ازم کاری بخواد تو خونه و لا پر قو بزرگ شدم ، روانی بودن

در آغوشِ خدا {🤍}
واای نگو ، میدونی یاد چی افتادم.جاری من که به عروسی نرسید رفت.بعد عروسی من، فوری خواهر کوچیکه شوهرم ...

خودتو اذیت نکن ، فاصله رو رعایت کن و با همسرت خوش باش . منو عذاااب دادن پیرم کردن ، حدود ۱۵ کیلو اضافه وزن و ورم شدیددد . عکسای اون دورانمو میبینم خودمو نمیشناسم ... بگذریم ، خداروشکر عقد نکرده بودیم وگرنه تا اخر عمرم اسیر بودم . ( بعد حدایی نامزد سابقم گفته بود اگه فلانی بهم یه فرصت دیگه بده همون لحظه عقدس میکنم ( میدونست بهترینم براش ... خیلیم پیشرفت کرد )

بگذریم من که نمیبخشم ، خدای من شاهده چقدر خون گریه کردم و همس تو علامت سوال بودم که یعنی من اینقدر بی ارژشم ....

در آغوشِ خدا {🤍}
مادرهمسر منم هفته ای دوبار زنگ میزنه که بیایین من نمیرم اوایل برای همسرم سخت بود دعوت کسی رو رد کنی ...

عزیزم چطوری رد میکنی؟ بلاخره همیشه که ادم شلوغ نیس بعد با چه لفظ و جملاتی ؟!

همسرت شاکی نمیشه؟ با خانواده ی خودت هم روابط همینطوره؟

در آغوشِ خدا {🤍}
وایییی عمم دوران نامزدی خونمو کرد تو شیشه دیگ زبون محبت کردن بهشو ندارم

با پنبه سر ببر !!!

جاری سابق من باش . ( یه آدم خبیث و ظالم ولی خب محبوب دل مادرشوهر ... گویا روشش جواب میده)

در آغوشِ خدا {🤍}
برو مشاور به من خیلی کمک کرد ، مدیتیشن کن ، با خودت وقت بگذرون نزار روانت کنن .

روانی نمیشم ولی ازشون بدم اومده

و فقط یه چیزی از خدا خواستم اونم اینه که خدا هیچوقت صدای اینارو نشنوه و همین برای من بسه

از روز اول عقد بدون دعوت نرفتم..هرچقدر میگفتن خونه خودته دعوت نمیخواد میگفتم شما صاحب خونه اید من مه ...

خوشحالم که تحربیات و اصول منطقی و محترمانهات باهام به اشتراک گذاشتی ، برام ارزشمنده و دوس دارم در آینده هنینقدر محترمانه و با مرز پیش برم . ممنون 🩷 🙏🏻

در آغوشِ خدا {🤍}
عزیزم چطوری رد میکنی؟ بلاخره همیشه که ادم شلوغ نیس بعد با چه لفظ و جملاتی ؟! همسرت شاکی نمیشه؟ با خ ...

من همیشه شلوغم 😅

کار دارم . حال ندارم . وقت ندارم . خونه نیستم . خوابم میاد . نمیتونم . نمیخوام

اگه دوست داره خودش بره 😬

من کاری ندارم . خودش نمیره

مثل لبخند سپیده . مثل شب گریه ی عاشق 🩷☁️🍃🩵من پر از معجزه ی شهریورم 🩵مامان یه عالمه هاپو و پیشی و جوجو و خلگوش و عاشق محیط زیست و بس 🐾پروفایل موقت.تا پروفایل اصلی از تعلیق سیاه در بیاد 🫩

خود جاریم بهم گفت از بس هر روز خانواده شوهرو میبینه حالت تهوع داره😐

ببین باهاش گرم نگیری رکب نخوری ! دیدی داره حرفای خاله زنکی میزنه یا میخواد غیبت کنه پشت هرررکی پاشو به یه بهونه دورشو حرفو عوض کن و .. دیدی ادامه میده اروم در خفا رفاقتی به همسرت بگو فلانی جان توکه میدونی من خوشم ازین چیزا نمیاد از طرفی عمه حون عین مادرمه و خیلی دلخورم از فلانی ( جاری) سوءتفاهم نشه اما پیش اومده بخواد حرفی بزنه که نباید منم هی فاصله میگیرم ولی انگار نه انگار . ( قبل تموم اینا هم یکبار محکم با جاریت قاژع برخورد کن بگو حرمتتو حفظ کن شنا نون و نمک این خانپاده رو خوردی هرچی نباشه مادر همسرم و قبلترش عمهی عزیزمه ، اثلا نمبخوام دراین باره چیزی بشنوم . بزرگتری احترامتو نگه داشتم دفعه بعد جور دیگه ای برخورد میکنم . ( اول فاصله بگیر. دیدی جواب نمیده اینطور بگو)

ممکنه بعداً حرفایی که جاری پشت بقیه زده بره به مادرشوهرت بگه که تو گفتی !!! باهاش گرم نگیر و صمیمی نشو

در آغوشِ خدا {🤍}
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792