2821
2789
عنوان

با شوهرم دعوام شد

1123 بازدید | 65 پست

من خیلی آدم تو خونه موندن نبودم معمولا دو سه ماه یه بار یه سفر میرفتم هر روز حداقل یه بار میرفتم بیرون یه دور میزدم الان کارمون شده نشستن تو خونه و خوابیدن

یعنی از کشیک بر میگردم میخوابیم تا فردا که دوباره برم بیمارستان

هزار بارم بهش این موضوع رو تذکر دادم ولی فایده نداره

از یه طرفم حرفای مادرشوهرم مثل خوره افتاده به جونم باعث شده بیشتر نسبت به شوهرم گارد بگيرم هر چی از دهنم در اومد بهش گفتم😭

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

خب قبل از ازدواج مگه شرایط کاریش رو ندیدی

تو که انقدر برات مهم بود باید مطرح میکردی

زندگی نیست بجز عشق/بجزحرف محبت به کسی                     ورنه هر خار و خسی/ زندگی کرده بسی
والا تو این گرونی فکر نکنم کسی سفر بره اونیم که میره خب عید میرن دیگه حس نمیکنی یکم سخت میگیری

عزیزم حالا سفر نشد ی گردش کوچیکی چیزی واقعا زندگی برای من خلاصه شده تو خواب و بیمارستان واقعا افسرده شدم

چند ماهه التماسش میکنم ی سفر کوچولو بریم همش بهونه میاره

باید با هم فکر و هم فرهنگ خودتون ازدواج کنید کسیکه شبیه خودتونه تفکر و عقایدش شبیه خودتونه

ی کاربری خیلی قشنگ گفت

گفت وقتی ادم با فهم شعور کنار ادم نفهم قرار بگیره به اون که نفهمه خوش میگذره ولی به ادم باشعور با فهم بد میگذره و افسرده و داغون میشه

اصلا شرایط کاریش بد نیست اتفاقا خیلی ساعت های کاریش بهتر از منه

خب میگم قبل از ازدواج باید میگفتی

بعضیا اهل سفر نیستن

باید همه ی سنگهارو وا میکندی

زندگی نیست بجز عشق/بجزحرف محبت به کسی                     ورنه هر خار و خسی/ زندگی کرده بسی
ما هشت ساله نرفتیم همش بهونه میاره 🤣

حالا زیاد سفر آنچنانی منظورم نبود، حداقل آدم میتونه بره بیرون ی دوری بزنه که. چون خانواده هامون خیلی کوچیکه نه مهمونی دعوت میشیم نه جایی میریم. همش تو خونه ور دل همدیگه. تا آخرش کار به دعوا بکشه

عزیزم حالا سفر نشد ی گردش کوچیکی چیزی واقعا زندگی برای من خلاصه شده تو خواب و بیمارستان واقعا افسرده ...

شاید شاید باورت نشه زندگی من دقیقاً عین توئه فکر کن هر روز میرم سر کار برمیگردم دوباره فردا میرم سر کار برمیگردم فقط جمعهها تعطیلم یعنی حسرت به دل موندم یه دونه مشهد بریم حالا من مجردم ولی دیگه دارم ازدواج میکنم از الانم به خواستگارم گفتم من اهل سفرم یا منو میبری یا منو ببر من نمیتونم بمونم بعضی از خانمها واقعاً خیلی سفرو دوست دارن من از اون دست دارم یعنی اصلاً راضیم هی سختی بکشم ولی برم سفر

خب قبل از ازدواج مگه شرایط کاریش رو ندیدیتو که انقدر برات مهم بود باید مطرح میکردی

ربطی به شرایط کاری نداره مگه همه مردای دنیا که زناشونو گردش میبرن بیکار و بی عارن یا کار نمیکنن خرج زن نمیدن

مساله اینه مردای یبس و بیحال همیشه میرن سمت زنای با انرژی و سرزنده که انرژی اون زنارو بکشن

بهشون میگن مردای انرژی خوار

برای این میگن مردو تو اشنایی امتحان کنید هم فکر هم عقیده و هم ساز خودتون باشه

2825
2823
2791
2779
2792