بچه ها این جریان رو براتون تعریف میکنم راجب یکی از دخترای فامیلمون هست بقیه بعد جشن گفتن ضایع بود و خودشون مسخره کردن میخوام ببینم نظر شما چیه
بچه ها این دختره سه سال پشت کنکور مونده بعد هر سال رتبش افتضاح شد این سال اخری مشاور و کلاس و اینا رفت دو رقمی شده تو منطقه یعنی تو بیست و یک سالگی رفت دانشگاه بعد این بدبخت جوری بود که همه پشتش حرف میزدن میگفتن اره این خنگه نمیتونه اگه میخواست قبول شه همون سال اول قبول میشد و این ک درس نمیخونه چون همه بچه های فامیل سال اول پزشکی و مهندسی آورده بودن ولی با رتبه های چهار هزار و پنج هزار و مادرش هم خیلی پیگیر بود هر صبح بیدارش میکرد هر هفته میرفت پیش مشاورش خیلی پیگیر بود مادرش و بهش میگفت دنیا رو برات میخرم پزشکی بیاری و خیلی سختگیری کرد اون سال مادرش به دختره اقا زد و رتبه ها اومد دیگه براش ایفون گرفتن و یه جشن گرفتن و شام جوجه و کوبیده و شیرینی تر و سور دادن براش الان همه پشتش میگن این عقده ای ها خودشون کشتن که دختره رو به زور دکتر کردن ما هم چهار سال میخوندیم اینجور رتبه ای میاوردیم با کلی کلاس خصوصی میخواستن قبولم نشه از بس عقده داره جشن گرفتن دیگه جشن گرفتن نداره و میخواد بره تهران تنهایی چی کار کنه دختر تنها و هزار تا حرف زدن
به نظرتون عقده ای بازیه جشن گرفتن.؟ زن عموش هزار تا حرف پشتش گفته بود که این درس نمیخونه و پسر بازه