زنده باشی آبجی بخدا بغضم گرفت...
من تسلیم خدا شدم... وهرچه اون بخواد و قبول کردم... چون خیلی تلاش کردم...آبجی جان روزای سختی پیش رومه ممنون دعام کردی...تو ساختمانی که باید برن همین جاریم اینا اونجان و خب میدونم قراره بچشونو تو چشمم کنن و پز بدن... البته بعد عملم دو ماه یه شهر دیگه میمونم تا ناراحت نشم...