ی دو هفته ای حرف زدیم باهم بعد رفتیم دیت
بعد دیت کلا سرد شد و حرف نمیزد
مگه اینکه خودم پبام میدادم
منم کنجکاو شدم و پیچیدم بهش ک مشکلت چیه؟
اخه هم خشگلم هم مثل خودش محصلم همم چیزی کم نداشتم
اونم یهو شروع کرد از عشق سابقش گفت
یادگاری ها عکس ها پی ام ها و خاطره هاشو همچی رو برام گفت و نشون داد🥺🥺
وای از اون لحظه انگار داشتن تو دلم رخت میشستن
میگفت میخواستم با تو شروع کنم ولی نمتونم واقعا نمیتونم
کادویی ک دلم مخاست براش بخرم رو دختره قبل من براش گرفته بود...
کاش وقتی وقتی دلتون یجا دیگس ی بدبخت دیگه رو نکشید وسطططط